در اينجا ، همان راهى است كه از مدينه به سمت قصيم مىرود . اين راه از حرّهء بنى حارثه مىگذشت . اين همان راهى است كه بعدها آسفالت و ماشينرو شد .
مقصود از « اعوص » نيز جايى است در شرق مدينه ، در طرفهاى راهى كه ذكر كرديم . اسماعيل بن عمرو بن سعيد اشرق در اعوص سكونت داشته است . او همان كسى است كه عمر بن عبد العزيز گفته بود : اگر مىتوانستم خلافت را به كسى بسپارم ، از دو نفر فراتر نمىرفتم :
صاحب اعوص و يا اعمش بنى تميم ؛ يعنى قاسم بن محمد . - « اعوص » .
( 1 )
منور :
( به فتح اول و سكون دوم ) ، كوهى است نزديك مدينه .
فيروزآبادى مىنويسد : ابو هريره گفت : كدام يك از شما زور و منور را مىشناسد ؟ مردى از مدينه گفت : من .
ابو هريره گفت : نيكو منزلى است ميان زور و منور ؛ اسبان غارتگران به آنجا نزديك نمىشوند . به خدا قسم كه بهرهء من از اين دنياى شما مسجدى است ميان زور و منور كه در آن به عبادت خدا بپردازم تا مرگ به سراغم آيد .
زور - به فتح اول - كوهى است در ديار بنى سليم در حجاز و يا وادىاى است .
( 2 )
موصل :
شهرى است در عراق . در داستان روى آوردن سلمان فارسى از دين مجوس ، به نصرانيت و سپس به اسلام ، از اين شهر نام برده شده است .
[ موضع صلاة الجنائز :
از ابو سعيد خدرى نقل است كه ما در آغاز ورود پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به مدينه ، هنگامى كه فردى در حال احتضار و در آستانهء مرگ قرار مىگرفت ، به آن حضرت اطلاع مىداديم . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به بالين او مىرفت و برايش طلب آمرزش مىكرد و پس از جان سپردن و برگزارى مراسمش ، بازمىگشت . چنان كه در مورد از دنيا رفتن جابر بن عتيك چنين كرد و آن حضرت نخستين نماز ميّت را در جايگاه برگزارى نماز ميت ، بر او خواند .
بدين ترتيب ، گاه اتفاق مىافتاد كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و همراهان ، مدت زمانى تا پايان مراسم به انتظار مىنشستند و ما از اينكه طولانى شدن مراسم مايهء رنج و زحمت آن حضرت مىشود ، احساس