تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعالم الأثيره في السنة و السيرة ( فرهنگ اعلام جغرافيايى تاريخى در حديث و سيره نبوى ) ( فارسي ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
نگرانى داشتيم ، از اين رو با اصحاب به توافق رسيديم پس از آنكه فردى از دنيا رفت ، به حضرت اطلاع دهيم ، از آن پس چنين كرديم و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىآمد و نماز ميت بر او مىخواند و مىرفت و گاه تا پس از دفن او مىماند . مدّتى بر اين منوال گذشت . بار ديگر گفتيم خوب است به جاى تشريف آوردن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به كنار جنازه ، جنازه را خدمت ايشان ببريم كه بر او نماز بگزارد تا با اين كار بيشتر مراعات حال آن حضرت به عمل آيد . اين تصميم را عملى كرديم و اين كار ادامه يافت . در محلّ برگزارى نماز ميّت توسط پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، دو نخل خرما بود كه جنازهء مردگان را كنار آنها مىنهادند و بر آنها نماز خوانده مىشد . هنگامى كه عمر بن عبد العزيز تصميم به توسعهء مسجد النبى صلّى اللّه عليه و آله گرفت ، خواست آنها را قطع كند ، طايفهء « بنى نجّار » براى جلوگيرى از قطع آنها ، آمادهء درگيرى شدند ؛ از اين رو ، عمر بن عبد العزيز آنها را خريد و سپس بريد . « 1 » ] ( 1 )

مولد النبى :

خانه‌اى است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در آن به دنيا آمد . اين مكان كه در ميان مردم مكه معروف است ، در مصبّ شعب على در سوق اللّيل ، واقع در بالاى حرم و ميان ابو قبيس و حتادم ، جاى داشت . روى آن خانه‌اى بود كه به كتابخانه تبديل شده است و به آن كتابخانهء مكه مىگويند .

[ مولد النّبىّ صلّى اللّه عليه و آله ،

در اول شعب على عليه السّلام قرار داشته و اين شعب همان درّه‌اى است كه بنى هاشم ، هنگامى كه در محاصرهء قريش بودند ، در آنجا سكونت داشتند . پس از هجرت پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله ، عقيل آن خانه را تصرف كرد و پيوسته در اختيار او و فرزندانش بود تا آنكه فرزندان او آن را به محمد بن يوسف - برادر حجاج بن ثقفى - فروختند و او آن را ضميمهء خانه خود كرد . خيزران ، مادر هارون الرشيد كه در سال 171 هجرى به حج رفته بود ، آن خانه را از محمد بن يوسف خريد و در آنجا مسجدى ساخت و راه ورودى آن را از داخل كوچه‌اى قرار داد كه از ميان خانهء محمد بن يوسف مىگذشت و به آن « زقاق المولد » يعنى « كوچهء زادگاه »
هامش
( 1 ) . ابن شبه ، ج 1 ، صص 5 - 3
المعالم الأثيره في السنة و السيرة ( فرهنگ اعلام جغرافيايى تاريخى در حديث و سيره نبوى ) ( فارسي ) — صفحة 399 | حميدرضا شيخى / محمد بن محمد حسن شراب