تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعالم الأثيره في السنة و السيرة ( فرهنگ اعلام جغرافيايى تاريخى در حديث و سيره نبوى ) ( فارسي ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
پهلوى او زد . مهزور نام وادىاى است در مدينه كه فقط در هنگام بارش باران ، آب در آن جارى مىشود . همان وادى قريظه است در عاليهء مدينه .

مهزور و مذينيب :

دو وادىاند كه نخلستان‌هاى عوالى را آبيارى مىكنند و از به هم پيوستن آن دو ، وادى بطحان ، كه امروزه به آن وادى ابو جيده مىگويند ، به وجود مىآيد .

[ مهلّ :

محلّ اهلال ؛ يعنى تلبيه كه همان ميقات است . « 1 » ] ( 1 )

مهيعه :

همان جحفه است كه پيشتر در باره‌اش نوشتيم . ( 2 )

ميثب :

( به كسر اول و سكون دوم و فتح ثاء ) ، در لغت به معناى زمين نرم و هموار و نيز جدول يا جوى است . « ميثب » ملكى در مدينه و يكى از صدقات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بوده كه مخيريق آن را براى پيامبر وصيت كرد . اسامى اين صدقات عبارت است از : برقه ، ميثب ، صافيه ، اعواف ، حسنى ، دلال و مشربهء امّ ابراهيم .

[ ميزاب :

ناودان كعبه است و در جهت شمالى كعبه و بر فراز حجر اسماعيل قرار دارد . طول آن چهار ذرع و عرض آن هشت انگشت مىباشد و تمام قسمت‌هاى داخلى و خارجى آن با ورقه‌هاى طلا پوشيده شده است . كعبه در آغاز ، تنها يك چهارديوارى بود و سقفى نداشت ، هنگامى كه قريش آن را بازسازى كرد ، سقفى براى آن ساخت و سپس ناودانى براى آن نصب كرد . ابن زبير نيز در بازسازى بعدى ، ناودانى براى كعبه بر فراز حجر اسماعيل گذاشت . « 2 » ] ( 3 )

ميسان :

در سرگذشت نعمان بن عدى آمده است كه وى به حبشه مهاجرت كرد و تا زمان خلافت عمر در آنجا بود . عمر او را به كارگزارى ميسان ، از سرزمين بصره ، گماشت . ميسان شهرى است در عراق ، كنار رود دجله و در شمال شرقى بصره كه به « كوت » معروف است و كوت واژه‌اى است فارسى به معناى قلعه و دژ . ( 4 )

ميطان :

از كوه‌هاى مدينه است واقع در روبه‌روى شوران . در صحيح مسلم از آن ياد شده است .
هامش
( 1 ) . لسان العرب ، ج 11 ، ص 701 ( 2 ) . موسوعة العربية العالميه ، ج 23 ، ص 311