( 1 )
مزينه :
نام يكى از قبايل عرب است كه در سيره و حديث ، جاهاى بسيارى به آن اضافه مىشود . اين قبيله در اماكن ميان مدينه و وادى القرى مىزيستهاند ؛ از جمله سرزمينها و آبادىهاى آنان عبارت است از : روحاء ( در راه بدر ) ، العمق ( در اطراف عقيق و فرع و از جمله كوههاى آنان است : آره ، ميطان ، ورقان ، قدس و نهبان در تهامه . همچنين از وادىهاى ايشان است : ريم ، لأى ، يدوم و سايه . بت اين قبيله « نهم » نام داشت .
بيشتر اين اماكن و آثار را در اين فرهنگنامه توضيح دادهام .
[ مستجار :
در روايات ، از آن به « ملتزم » و « متعوّذ » ياد شده كه پشت ديوار كعبه ، اندكى قبل از ركن يمانى است و مستحب است هنگامى كه طوافكننده ، در دور هفتم ، به آنجا مىرسد ، دستهايش را بگشايد و بر ديوار مستجار بگذارد و نيز شكم و گونهء خويش را بر آن نهد و اين كار را « التزام » و آن مكان را « ملتزم » يعنى جايگاه التزام گفتهاند و نيز خواندن دعاها و نيز اقرار و اعتراف به گناه در آنجا ، در روايات توصيه شده و ائمه عليهم السّلام نيز خود چنين مىكردهاند . « 1 »
مستجار و متعوّذ ، به معناى جايگاه پناه بردن است كه مقصود در اينجا پناه بردن به خدا از آتش دوزخ مىباشد ؛ چنان كه امام صادق عليه السّلام مىفرمايد : « ثمّ تستجير باللّه من النّار . . . » « 2 » پس از التزام و اعتراف به گناه ، پناه به خدا ببر از آتش دوزخ ]
( 2 )
مستعجله :
تنگهاى است در راه مدينه و بدر كه مسافر رهسپار به صفراء ، پس از قطع النازيه ، از اين تنگه ، بالا مىرود .
( 3 )
مستوره :
شهرى است ساحلى كه با دريا فاصلهء چندانى ندارد و در ساحل شرقى درياى سرخ ، در چهل كيلومترى شمال رابغ قرار گرفته و ابواء در فاصلهء بيست و هشت كيلومترى شرق آن واقع است و با مكه 235 كيلومتر فاصله دارد . . . در وجه تسميهء مستوره ، گفتهاند كه زنى از زبيد به نام مستوره در آنجا چاهى حفر كرده بود و به همين علت مستوره نام گرفت .
( 4 )
مسجد :
مساجد نبوى كه در سيره و احاديث آمده ، فراوانند . برخى از اين مساجد در
هامش
( 1 ) . نك : جواهر ، ج 19 ، صص 356 - 353
( 2 ) . الكافي ، ج 4 ، ص 411