تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعالم الأثيره في السنة و السيرة ( فرهنگ اعلام جغرافيايى تاريخى در حديث و سيره نبوى ) ( فارسي ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
( 1 )

مريسيع :

( به ضمّ ميم و فتح راء و سكون ياء ) ، ظاهرا مصغّر « مرسوع » است و آن در لغت به معناى كسى است كه پلك‌هاى چشمش بر اثر شب‌بيدارى به هم چسبيده يا ترك خورده باشد . در اخبار مربوط به غزوهء بنى مصطلق ، از تيرهء قبيلهء خزاعه ، آمده است : مريسيع شاخه‌اى است از وادى « حوره » ، يكى از ريزابه‌هاى « ستاره » يا همان « قديد » ، و با ساحل دريا نزديك به هشتاد كيلومتر فاصله دارد . - « قديد » . ( 2 )

مرّيين :

ضبط بخش دوم اين كلمه ، تقريبا اتفاقى است ؛ يعنى با دو ياء است كه ياى اوّل آن مفتوح و ياى دوم ساكن مىباشد . اما دربارهء ضبط بخش اول آن ؛ يعنى « مر » اختلاف است ، برخى آن را مشدّد نوشته‌اند و به « يين » اضافه مىكنند و برخى با تخفيف آورده ، آن را جزو كلمهء بعد و يا هر دو را يك كلمه و به صورت تثنيه يا غير تثنيه دانسته‌اند . كسانى كه تثنيه‌اش دانسته‌اند مىگويند مفرد آن « مرى » است . نام اين مكان را در اخبار مربوط به غزوهء بدر آورده‌اند . و آن ، در چهل و پنج كيلومترى جنوب مدينه ، در سمت راست جاده‌اى كه از راه بدر به مكه مىرود ، واقع است . مريين دو ريزابه از ريزابه‌هاى وادى فريش هستند ، اما بعدها اين نام به سراسر يك دشت پهناور اطلاق شد . ( 3 )

مزاحم :

نام اطم يا دژى بوده در مدينه ، متعلق به عبد اللّه بن ابىّ منافق . ( 4 )

مزدلفه :

( به ضمّ اول ، سكون دوم ، فتح دال و كسر لام ) ، دربارهء وجه تسميهء اين كلمه اختلاف است . به بظريهء برخى ، از ازدلاف و به معناى اجتماع است و به قولى ، ازدلاف به معناى نزديك شدن مىباشد . گروهى گفته‌اند : چون حاجيان بعد از كوچيدن ( از مشعر الحرام ) در منا اجتماع مىكنند و برخى گفته‌اند : چون حاجيان در مزدلفه اجتماع مىكنند ، آن را به اين نام خوانده‌اند . مزدلفه يكى از مشعرها است و مردم در شب دهم ذى حجه از عرفه به طرف آن حركت مىكنند . ( 5 )

مزه :

روستايى بوده كه بعدها به صورت يكى از محله‌هاى دمشق درآمد . گفته مىشود كه قبر دحيهء كلبى در آنجا است .
المعالم الأثيره في السنة و السيرة ( فرهنگ اعلام جغرافيايى تاريخى در حديث و سيره نبوى ) ( فارسي ) — صفحة 355 | حميدرضا شيخى / محمد بن محمد حسن شراب