از ميان دو گورستان معلاة ( منطقهء بالاى مكّه ) عبور مىكند و طرف ديگر آن به حىّ العتيبة و جرول منتهى مىشود .
اما « كدىّ » ( به ضمّ اول و تشديد ياء ) امروزه نيز به همين نام خوانده مىشود و راه آن از مسفله ( منطقهء پايين ) مكه به سمت كوه ثور و جنوب شرقى مكه تا منا مىگذرد .
« كدى » ، به ضمّ و قصر ، همان است كه در حال حاضر به « ريع الرسام » معروف است و ميان حارّة الباب و جرول جاى دارد . علت نامگذارى آن به « ريع الرسّام » آن است كه در زمان اشراف ، مركزى براى گرفتن عوارض از كالاهاى وارد شده از جدّه بوده است . - « ثنية العليا و السفلى » .
( 1 )
كدر :
( به ضمّ كاف و سكون دال ) ، به اين كلمه واژهء قرقره را اضافه مىكنند و مىگويند :
قرقرة الكدر . قرقره به معناى زمين نرم و هموار است و كدر به معناى پرندهء تيرهرنگ . در غزوهء بنى سليم از اين محل اسم برده شده است . آگاهان در تعيين محل و موقعيت آن گفتهاند : هرگاه از مدينه به قصد قصيم حركت كنى و ميان صويدره و الحناكيه قرار بگيرى ، كدر در سمت راست تو قرار مىگيرد ؛ در فضاى پهناورى كه تا معدن بنى سليم ، « مهد الذهب » فعلى امتداد دارد ، اما امروزه نام آن معروف نيست .
( 2 )
كديد :
( به فتح كاف و كسر دال و به روايتى به ضمّ كاف ) ، در اخبار مربوط به جنگ فتح مكه از اين محل نام برده شده و آمده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در ماه رمضان خارج شد ، در حالى كه روزه داشت و مسلمانان نيز روزهدار بودند و چون به كديد رسيد روزهاش را باز كرد .
امروزه كديد به نام « حمض » معروف است و سرزمينى است ميان عسفان و خليص در فاصلهء 90 كيلومترى مكّه در راه مدينه .
( 3 )
كراع ربّه :
در سرزمين جذام در شمال مدينه قرار دارد . در اخبار سريّهء زيد بن حارثه با قبيلهء جذام از اين محل نام برده شده است .
( 4 )
كراع الغميم :
كراع در لغت به معناى لبه و كنارهء هر چيزى است . كراع الأرض يعنى كرانهء زمين .
در غزوهء بنى لحيان آمده است .