تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعالم الأثيره في السنة و السيرة ( فرهنگ اعلام جغرافيايى تاريخى در حديث و سيره نبوى ) ( فارسي ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
( 1 )

« ك »

( 2 )

كاظمه :

مأخوذ از « كظم » است به معناى نگهداشتن و بستن دهان . ياقوت مىنويسد : فضايى « 1 » است در ساحل دريا ، در راه بحرين از بصره كه با بصره دو مرحله فاصله دارد . داراى چاه‌هاى فراوان و آب قابل شرب است . در اشعار شاعران از اين محل بسيار نام برده شده است . در اخبار مربوط به فتح عراق آمده است كه خالد بن وليد با هرمز در كاظمه با هم روياروى شدند . احتمالا اين محل امروزه در خاك كويت باشد . بوصيرى در شعرى گفته است :
ام هبّت الريح من تلقاء كاظمه * و اومض البرق في الظلماء من اضم
اين بيت نشان مىدهد كه كاظمهء مذكور در اشعار شاعرانى كه مدح پيامبر گفته‌اند ، در مدينه يا حجاز بوده است ؛ زيرا در كنار آن از « اضم » نام برده شده كه يكى از وادىهاى حجاز است و از به هم پيوستن سيلاب وادىهاى مدينه به وجود مىآيد . طبرى از سعد بن اياس نقل كرده كه گفت : « به ياد دارم كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : من اشتر خانواده‌ام را در كاظمه مىچراندم » . مىدانيم كه سعد بن اياس از انصار مىباشد . بنابراين ، كاظمه جايى در حاشيهء مدينه بوده است . من محل آن را نتوانستم شناسايى كنم .

[ كافيه :

از نام‌هاى زمزم است . « 2 » ] ( 3 )

كبّا :

( بر وزن حتّى ) ، مكانى است در مدينه
هامش
( 1 ) . در متن « جوّ » آمده كه به معناى گشادگى ميان وادى و خشكى پهناور است - م . ( 2 ) . شفاء الغرام ، ج 1 ، ص 404
المعالم الأثيره في السنة و السيرة ( فرهنگ اعلام جغرافيايى تاريخى در حديث و سيره نبوى ) ( فارسي ) — صفحة 321 | حميدرضا شيخى / محمد بن محمد حسن شراب