اول و ديگرى معروف به كلاب دوم . در جنگ كلاب دوم بود كه عبد يغوث بن وقاص شاعر كشته شد . وى در حين اسارت قصيدهء مشهورى سرود كه دو بيت آن چنين است :
أيا راكبا إمّا عرضت فبلّغن * نداماى من نجران الا تلاقيا
و تضحك مني شيخة عبشميّة * كأن لم ترى قبلي أسيرا يمانيا
در تعيين محلّ « وادى الكلاب » ميان دانشمندان اختلاف است . اما به گمان قوىتر ، اين وادى در داخل كشور عراق ، ميان كوفه و بصره ، واقع است .
( 1 )
كلاب بن ربيعه :
قبيلهاى است عدنانى كه در « حمى ضريّه » يا همان حمى كليب و حمى الربذه ، واقع در اطراف مدينة النبى و فدك زندگى مىكردهاند .
( 2 )
كلّاء :
( به فتح كاف و تشديد لام ) ، مكانى است در بصره كه طلحة بن عبيد اللّه در آنجا مدفون است .
[ كليددارى :
از سمتهايى است كه بعضى از خاندان عرب آن را به عهده داشتند .
پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله پيش از هجرت با عثمان بن طلحه كه كليد كعبه را در دست داشت برخورد كرد و او را دعوت به اسلام كرد و به او فرمود : « لعلّك سترى هذا المفتاح بيدي يوما أضعه حيث شئت » ؛ « 1 » « شايد تو به زودى اين كليد را در دست من ببينى كه هرجا بخواهم بگذارم » ، عثمان گفت : در آن روز قريش نابود و ذليل خواهند شد ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : بلكه قريش زندگى و عزّت مىيابد .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پس از فتح مكه كليد كعبه را از عثمان خواست ، مادر وى كليد را نزد حضرت فرستاد .
عثمان مىگويد : پس از فتح مكه ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مرا خواست و اين گفتگو را به من خاطر نشان كرد ، من به نبوّت آن حضرت گواهى دادم و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كليد كعبه را به من داد و فرمود : آن را به عنوان امانت الهى بگير پس از عثمان ، چون وى فرزندى نداشت ، اين سمت به پسر عمويش شيبة بن عثمان رسيد . « 2 » و اين سمت در ميان فرزندان شيبه كه به « بنى شيبه » معروف شدند ، باقى ماند و
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 17 ، ص 281
( 2 ) . ازرقى ، ج 1 ، صص 267 و 268