تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعالم الأثيره في السنة و السيرة ( فرهنگ اعلام جغرافيايى تاريخى در حديث و سيره نبوى ) ( فارسي ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
ديگر 12 متر مىباشد . « 1 » و در قرآن كريم ، در سورهء مائده ، در آيات 95 و 97 به همين نام از آن ياد شده است . ياقوت مىنويسد : از اين‌رو « كعبه » ناميده شد كه به شكل مكعب است و يا داراى بناى مرتفع مىباشد . « 2 » دو دليل ديگر براى علت نامگذارى آن مطرح شده كه طريحى با تعبير « قيل » به ضعف آن دو اشاره مىكند : 1 . به هر چيز مرتفع و بلندى كعب گفته مىشود و به واسطه ارتفاع كعبه از سطح مسجد به آن كعبه گفته شده است . 2 . به واسطهء قرار گرفتن كعبه در وسط زمين ، اين نام بر آن نهاده شد . « 3 » نام ديگر كعبه ، بكّه است چنان كه ابن سنان مىگويد : از امام صادق عليه السّلام پرسيدم ، چرا كعبه ، بكّه ناميده شد ؟ فرمود : « لبكاء النّاس حوله » ؛ « 4 » « براى آنكه مردم در اطراف كعبه بكا ( گريه ) مىكنند . » ] ( 1 )

كفته :

( به فتح اول و سكون دوم ) ، به گفتهء بكرى نامى براى بقيع الغرقد ، قبرستان مدينه است . او مىگويد : اين نام برگرفته از اين آيهء شريف مىباشد :
. . . أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفاتاً
.

[ كفته :

از نام‌هاى بقيع است . « 5 » ] ( 2 )

كفّين ( ذو الكفّين )

: تثنيهء « كفّ » است ، به معناى كف . طفيل بن عمرو دوسى چنين سروده است :
يا ذا الكفين لست من مباركا * ميلادنا أقدم من ميلادكا
انى حشوت النار في فؤادكا
طفيل از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله اجازه خواست ذو الكفين را ، كه بتى در سرزمين زهران بود آتش بزند و پيامبر خدا به او اجازه داد و طفيل آن بت را به آتش كشيد . ( 3 )

كلاب :

( يوم الكلاب ) ، كلاب واديى است كه در جاهليت دو جنگ در محلّ آن به وقوع پيوست ؛ يكى معروف به كلاب
هامش
( 1 ) . الموسوعة العربية العالميّة 19 ، ص 307 ( 2 ) . ج 4 ، ص 465 ( 3 ) . طريحى ، ج 4 ، ص 48 مادهء « كعب » . ( 4 ) . بحار ، ج 99 ، ص 78 ؛ علل الشرايع ، ص 397 ( 5 ) . عمدة الأخبار ، ص 149