ديگر 12 متر مىباشد . « 1 »
و در قرآن كريم ، در سورهء مائده ، در آيات 95 و 97 به همين نام از آن ياد شده است .
ياقوت مىنويسد : از اينرو « كعبه » ناميده شد كه به شكل مكعب است و يا داراى بناى مرتفع مىباشد . « 2 »
دو دليل ديگر براى علت نامگذارى آن مطرح شده كه طريحى با تعبير « قيل » به ضعف آن دو اشاره مىكند :
1 . به هر چيز مرتفع و بلندى كعب گفته مىشود و به واسطه ارتفاع كعبه از سطح مسجد به آن كعبه گفته شده است .
2 . به واسطهء قرار گرفتن كعبه در وسط زمين ، اين نام بر آن نهاده شد . « 3 »
نام ديگر كعبه ، بكّه است چنان كه ابن سنان مىگويد : از امام صادق عليه السّلام پرسيدم ، چرا كعبه ، بكّه ناميده شد ؟
فرمود : « لبكاء النّاس حوله » ؛ « 4 » « براى آنكه مردم در اطراف كعبه بكا ( گريه ) مىكنند . » ]
( 1 )
كفته :
( به فتح اول و سكون دوم ) ، به گفتهء بكرى نامى براى بقيع الغرقد ، قبرستان مدينه است . او مىگويد : اين نام برگرفته از اين آيهء شريف مىباشد :
. . . أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفاتاً
.
[ كفته :
از نامهاى بقيع است . « 5 » ]
( 2 )
كفّين ( ذو الكفّين )
: تثنيهء « كفّ » است ، به معناى كف . طفيل بن عمرو دوسى چنين سروده است :
يا ذا الكفين لست من مباركا * ميلادنا أقدم من ميلادكا
انى حشوت النار في فؤادكا
طفيل از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله اجازه خواست ذو الكفين را ، كه بتى در سرزمين زهران بود آتش بزند و پيامبر خدا به او اجازه داد و طفيل آن بت را به آتش كشيد .
( 3 )
كلاب :
( يوم الكلاب ) ، كلاب واديى است كه در جاهليت دو جنگ در محلّ آن به وقوع پيوست ؛ يكى معروف به كلاب
هامش
( 1 ) . الموسوعة العربية العالميّة 19 ، ص 307
( 2 ) . ج 4 ، ص 465
( 3 ) . طريحى ، ج 4 ، ص 48 مادهء « كعب » .
( 4 ) . بحار ، ج 99 ، ص 78 ؛ علل الشرايع ، ص 397
( 5 ) . عمدة الأخبار ، ص 149