ناصرهء فلسطين و در فاصلهء حدود هفت كيلومترى شمال غربى ناصره واقع است .
هنگامى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دستور داد عقبة بن ابى معيط را بكشند ، او گفت : آيا از ميان قريش من كشته شوم ؟ پيامبر فرمود : « آيا جز اين است كه تو يهودى از يهوديان صفوريه هستى ؟ ! » . كلبى مىنويسد كه اميّه به شام رفت و ده سال در آنجا ماند و با كنيزى يهودى از قبيلهء لخم ، از اهل صفوريه نزديكى كرد و آن كنيز ذكوان را به دنيا آورد . اميه او را به خود نسبت داد و كنيهاش را ابو عمرو گذاشت . ( معجم ما استعجم ) .
( 1 )
صفّه :
( به ضمّ صاد و تشديد فاء ) ، سايهبانى بوده در انتهاى مسجد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه مسلمانان مستمند در پناه آن به سر مىبردند و اهل صفّه منسوب به آنجا مىباشند .
ابن حجر مىگويد : صفّه مكانى بوده در انتهاى مسجد النبى كه به عنوان سر پناهى براى اقامت مسلمانان غريب و بىخانمان ساخته شد . كم يا زياد شدن تعداد آنان ، بستگى به اين داشت كه كسى از آنها ازدواج مىكرد يا درمىگذشت و يا به مسافرت مىرفت .
[ پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله سايهبانى را در انتهاى مسجد ساخت تا فقرا و مهاجران بىخانمان كه در آنجا ساكن شوند و به آن « صفّه » مىگفتند . آنان روزها را در آنجا به سر مىبردند و شبها آن حضرت آنها را ميان خود اصحاب تقسيم مىكرد و در خانهها از آنها پذيرايى مىشد . به خاطر همين صفّهنشينى ، به اين افراد « اصحاب صفّه » گفته شد .
بناى صفه از نظر تاريخى مورد اختلاف است . از سيرهء حلبى چنين برمىآيد كه بناى آن همزمان با ساختن مسجد انجام پذيرفته است ، ولى به نقل بيهقى ، پس از افزايش تعداد مهاجران و پيش آمدن مسألهء كمبود مسكن ، صفه در مسجد ساخته شد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در كنار آنان مىنشستند و با ايشان انس مىگرفتند . ( اصحاب صفّه كسانى بودند كه به خاطر گرايش به اسلام و اطاعت از آن حضرت ، به مدينه هجرت كرده بودند و صفّهنشينى و خدمت به اسلام را بر زندگى در كنار مشركان ، در مكه ترجيح داده بودند و پيامبر به خاطر توجه دادن به مسلمانان به موقعيّت آنان ، به ميان