مىشود . در گذشته ، صفا چسبيده به كوه ابو قبيس بود اما در دورهء حكومت سعودى ، به هنگام توسعهء حرم جديد ، بين اين دو كوه آبراههاى براى سيل شكافته شد . براى اين كار كوه را تراشيدند و بدين ترتيب ، آب از ميان مسجد و كوه جريان مىيابد .
( 1 )
صفاح :
( به كسر صاد ) ، جايى است ميان حنين و نشانههاى حرم در سمت چپ كسى كه از مشاش به مكه وارد مىشود . در سنن ابو داود آمده است كه : عبد اللّه بن عمر در صفاح ( مكانى در مكه ) بود كه مردى خرگوش شكارشدهاى را نزد وى آورد و گفت : اى عبد اللّه بن عمر ، چه مىگويى ؟ عبد اللّه گفت : من نزد پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله نشسته بودم كه شكار خرگوشى را خدمت ايشان آوردند ، اما حضرت آن را نخورد .
[ صفاح :
نام جايى است و در سمت چپ راه ورودى مكه از « مشاش » قرار دارد .
در آنجا حضرت حسين بن على عليهما السّلام ، در مسير خويش به عراق به « فرزدق » برخورد كرد ( و از وى ، دربارهء اوضاع كوفه پرسيد ) فرزدق در شعرى كه با اين مصرع شروع مىشود به شرح اين ديدار پرداخت : « لقيت الحسين بأرض العراق . . . » « 1 » ]
[ صفا و مروه :
صفا بخشى كوچك از كوه « ابو قبيس » است كه در جنوب مسجد الحرام قرار گرفته و مروه قسمتى كوچك از كوه « قعيقعان » مىباشد كه در شمال شرقى مسجد واقع شده « 2 » و محل سعى ، كه به آن « مسعى » مىگويند ، در فاصلهء ميان اين دو است كه به دو مسير رفت و برگشت تقسيم كردهاند . بر بالاى مسعى طبقه دوّمى نيز ساخته شده كه حجاج غير شيعه در آنجا به سعى مىپردازند ، ولى از آنجا كه طبقهء دوم ميان دو كوه واقع نشده ، سعى ميان آنها از نظر فقهاى شيعه داراى اشكال است .
امام صادق عليه السّلام درباره وجه تسميه اين دو مىفرمايد : « آدم مصطفى » پس از اخراج از بهشت بر فراز يكى از اين دو فرود آمد و نام كوه از ( مصطفى ) گرفته و صفا ناميده شد و « حوّا » بر كوه ديگرى فرود آمد و اسم آن از « مرئه » كه به معناى
هامش
( 1 ) . بلادى ، ج 5 ، ص 144
( 2 ) . الموسوعة العربية العالمية ، ج 23 ، ص 587