سوريه واقع در شرق بصرى و جنوب سوبداء در كوه عرب ( دروز ) .
در اين بيت ، شاعر براى نشان دادن كثرت سفرهايش ، دو مكان دور دست را نام برده است .
[ صروره :
صروره به مرد و زنى گفته مىشود كه حج نگزارده باشند . حرف آخر آن جزو كلمه است و علامت تأنيث نيست .
در روايتى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمده است كه آن حضرت فرمود : « لا صرورة في الإسلام » .
ابن اثير در توضيح اين حديث گفته است : در زمان جاهليت ، هنگامى كه فردى ، شخصى را در حرم مكه مىكشت و به كعبه پناهنده مىشد ؛ كسى متعرض او نمىگشت و چنان كه ولىّ دم او را در حرم مىديد به او گفته مىشد كه او صروره است متعرّض او نشود . اين حديث ناظر به اين مسأله است كه هر كس فردى را در حرم به قتل برساند ، اگر چنين عذرى بياورد كه من صرورهام ، از او پذيرفته نيست « 1 » يعنى اين قانون جاهلى جايگاهى در اسلام ندارد و بايد چنين شخصى قصاص شود . ]
( 1 )
صعيب :
مصغّر « صعب » است به معناى سركش ، سرسخت و كار دشوار . بعضى آن را « صعين » ( بانون ) گفتهاند كه مصغّر « صعن » است ، به معناى كسى كه سرش كوچك باشد .
و نيز « صعيب » جايى است در وسط وادى بطحان . در آن حفرهاى بود كه مردم از خاكش براى شفا برمىداشتند ؛ در اين باره حديثى وارد شده كه بكرى در معجم خود و سمهودى در « وفاء الوفا » آن را نقل كردهاند .
( 2 )
صفا :
( به فتح اول ) ، صفا ، صفوان ، و صفواء ، هر سه به معناى تختهسنگ پهن و صاف است . در آيهء شريفه آمده است :
إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ . . .
. و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود :
« از آن آغاز كنيد كه خداوند بدان آغاز كرده است » . بنابراين ، در سعى حج و عمره ، آغاز كردن سعى از صفا و ختم نمودن آن به مروه واجب گرديد . صفا تپهاى سنگلاخى است كه آغاز مسعى از جنوب است و سعى از محل آن شروع
هامش
( 1 ) . لسان العرب ، ج 4 ، ص 453 ماده « صرّ » .