برپا كردهاند ( با اين بيانات بدن چاق و گوشتالوى باديه را توصيف كردند ) ؛ رسول اللّه دريافت كه اين توصيفات ، جز از افراد پرمكر و فريب بر نمىآيد ؛ لذا هيت و ماتع را به « صلصل » تبعيد كرد . در بخارى آمده است كه هيت را به حمى ( قرقگاه ) تبعيد نمود . شايد مقصود قرقگاه نقيع باشد .
ياقوت مىگويد : صلصل در نواحى مدينه است و هفت ميل با آن فاصله دارد . پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله روزى كه از مدينه به سوى مكه - در سال فتح - خارج شد ، در اين مكان فرود آمد .
بلادى مىنويسد : صلصل همان زمين سخت برآمدهاى است كه بعد از ذو الحليفه در راه بدر ( مكه ) و قبل از مفرّحات ( ذات الجيش ) واقع شده و به نام « صمد الظمأ » نيز خوانده مىشود .
( 1 )
صمّان :
( به فتح اول و تشديد ميم ) ، در لغت به معناى زمين سخت و سنگلاخ است .
عباس بن مرداس سلمى گويد :
يا بعد منزل من ترجو مودّته * و من اتى دون الصّمان فالحفر
( 2 )
صمان :
زمينى است از مناطق پايين نجد ، واقع در بين دهناء و ساحل خليج ، كه يكى از مشهورترين زيستگاههاى بهارى در گذشته و حال بوده است و « حفر » همان « حفر الباطن » فعلى است در شمال عربستان سعودى .
( 3 )
صمد :
( به فتح اول و سكون دوم ) ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به قومى از بنى عبس فرمود : « هر جا كه هستيد ، از خداوند پروا داشته باشيد ؛ زيرا كه او هرگز چيزى از اعمال شما را ناديده نمىگيرد ، حتى اگر در صمد و جازان باشيد » . آن حضرت اين دو جا را مثالى براى دورى مسلمانان از سرزمين هجرت زده است . دربارهء جازان پيشتر سخن گفتيم . اما « صمد » ، به گمان من ، تحريفشدهء « ضمد » ( با ضاد ) است و ضمد شهرى است در همسايگى شهر جيزان يا جازان ، واقع در جنوب عربستان سعودى ، كه به نام « حرجة ضمد » خوانده مىشود .
( 4 )
صمغه :
زمينى است نزديك احد در مدينه .
در خبرهاى مربوط به غزوهء احد آمده است : « چون ابو سفيان در احد فرود آمد ، قريش مركبها و ستوران خود را در كشتزارهاى صمغه ، كه از قنات مسلمانان