ناخن پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله هم نمىشوند ، موزهها برپا مىكنيم ؛ چرا براى ميراث پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله نبايد چنين كنيم ؟
اگر امروز براى بزرگداشت و تمجيد رهبران و فرماندهانى كه مقام و فضل آنان با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله قابل قياس نيست ، به گردآورى آثار و تاريخ آنها مىپردازيم ، چرا نبايد در كنار سيرهء عطرآميز آن بزرگوار ، به آثار و امكنهاى كه شاهد زندگى او بودهاند ، بپردازيم ؟
اين كار ما تازگى ندارد ، بلكه شيوهاى است كه صحابهء پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله آن را پايهريزى كردهاند . ( 1 ) در اينجا به ذكر چند نمونه از روش يكى از صحابه در اين باره مىپردازيم :
( 2 ) از نافع نقل شده است : ابن عمر هر نقطهاى را كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله قدم گذاشته بود ، دنبال مىكرد و در هر جايى كه آن حضرت نماز خوانده بود نماز مىگزارد . تا جايى كه يك بار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله زير درختى فرود آمد و از آن پس ، ابن عمر به آن درخت رسيدگى مىكرد و آن را آب مىداد تا خشك نشود . « 1 »
( 3 ) مجاهد گويد : در سفرى با ابن عمر بوديم كه ديديم هنگام عبور از جايى ، راه خود را به طرف ديگر كج كرد . علت اين كارش را پرسيدند . گفت : من شاهد بودم كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله اين كار را كرد و من همچنين كردم . « 2 »
( 4 ) از نافع نقل شده كه ابن عمر در راه مكّه مىرفت و سر شترش را مىگرفت و به اين طرف و آن طرف خم مىكرد و مىگفت : شايد سمى بر جايگاه سمى قرار گيرد ، مقصودش سم شتر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود . « 3 »
( 5 ) نافع در وصف حالت ابن عمر به هنگام دنبال كردن آثار و جاى گامهاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىگويد : « اگر ابن عمر را هنگام دنبال كردن ردّ پاى پيامبر مىديدى ، مىگفتى « اين مرد ديوانه است ! » عاصم احول از قول شخصى روايت كرده است كه :
« اگر كسى ابن عمر را در هنگام جستجويش از جاهايى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در آنها قدم نهاده
هامش
( 1 ) . حياة الصحابة ، ج 2 ، ص 655
( 2 ) . مسند احمد ، ج 2 ، ص 40
( 3 ) . حلية الأولياء ، ج 1 ، ص 310