آنچه در تيردان دشمنان باقى مانده بود ، تماما به سوى جهان عرب نشان رفت و تمام تلاشهاى خاورشناسان و مسيونرها در جبههء عربى متمركز شد ؛ چرا كه آنان در برابر خود مقاومتى سرسختانهتر از مقاومت امّت عرب نيافتند و در هيچ جامعهاى به اندازهء جامعهء عرب با مخالفت و مقاومت روبهرو نشدند . سختترين چيزى كه نيروى دشمنان را تحليل برد و بازوى آنان را سست كرد ، اين بود كه ميراث عربى در قرن بيستم - همچون هزار سال پيش - همچنان زنده و قابل فهم و هضم باقى ماند . . . دشمن از اينكه مىديد عرب مسلمان ، با همهء فقر و نيازمندىاش ، به ميراث خود چنگ زده و آن را بر نان شب خود ترجيح مىدهد ، گيج و متحيّر شده بود . هر يك از ما حاضر است از گرسنگى و تشنگى صبورانه بميرد اما حاضر نيست چيزى را با ميراث خود عوض كند .
( 1 ) آخرين نبرد در تاريخ جنگ و آثار باستانى ، نبرد صهيونيسم با فلسطين بود .
صهيونيستها تاريخ را وارونه ساختند و توانستند - براى مدت زمانى - اين توهم را در دنيا ايجاد كنند كه خاك فلسطين حق آنها است . از اين رو ، نخستين يورش در اين پيكار ، به سود آنان تمام شد ؛ چرا كه ميدان نبرد تاريخى ، از مقاومتى كه باطل را در هم شكند و چشمها را بر روى حقيقت باز كند ، خالى بود . اما به خواست خدا ، در يورش بعد ، نبرد را ما خواهيم برد ؛ آنگاه كه خورشيد حقيقت در آسمان دنيا درخشيدن گيرد و ما به ميراث خود بازگرديم و به آثار نياكان بىمانند خويش چنگ زنيم .
( 2 ) پيش از آنكه درستى دلايل خود را به جهانيان بباورانيم ، نخست بايد نهال يقين به درستى اين دلايل را در دلهاى ملت خود بنشانيم و همراه با نشاندن اين نهال يقين ، بايد بذر تعلّق روحى به اين خاك مقدس را در مزرع جانهاى آنان بيفشانيم . . . آرى ، خاك مقدس ؛ چون نماد عظمت و شكوه ماست و گوياى حماسهها از نقش فرهنگ و تمدنساز ما . . . در صحراى ما زندگى سايهگسترى موج مىزند ؛ چرا كه اين صحرا پيكرهاى قهرمانان ما را در دل خود جاى داده است ؛ بر ستيغ كوههاى ما مجد و عظمت مىدرخشد ؛ زيرا بر آن فراز از ييلاقهاى جاودانگى مشرف بودهاند و در تاكستانهاى سرسبز ما قهرمانىهاست ؛ و آنها را از دلاوران به ارث بردهايم .
( 3 ) آثار تاريخى و جغرافيايى ، در سيرهء عطرآگين نبوى ، نشان تمدّنى است كه بر دنيا
المعالم الأثيره في السنة و السيرة ( فرهنگ اعلام جغرافيايى تاريخى در حديث و سيره نبوى ) ( فارسي ) — صفحة 12
مساهمون: حميدرضا شيخى
ص١٢