[ حضض :
دارويى معروف است . نوعى از آن مكّى است كه شيرهء خوولان است و ديگرى هندى است كه شيرهء فيل زهره است . « 1 »
در حديث است كه « سرمه كشيدن با صبر و حضض براى محرم بىاشكال است » . « 2 » ]
( 1 )
حضن :
( به فتح اول و دوم ) ، نام كوه بلندى است در شرق طائف به سمت شمال .
بجير بن زهير در قصيدهاى كه بعد از بازگشت پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله از طائف انشاد كرده ، از اين كوه نام برده است .
( 2 )
حضور :
( به فتح حاء ) ، جايى است در يمن .
در حديث آمده است كه : پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در دو پارچهء حضورى - و به روايتى ديگر در دو پارچهء سحولى - كفن شد .
( 3 )
حضوه :
( به كسر اول و سكون دوم و فتح واو ) ، در لغت به معناى شعلهور ساختن آتش است . و آن جايى است در نزديك مدينه كه « عفوه » نام داشت و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آن را به حضوه تغيير نام داد . در حديث آمده است كه : عدهاى از اهالى حضوه از وباخيز بودن سرزمينشان نزد عمر بن خطاب شكوه كردند . عمر گفت : بهتر است آنجا را ترك كنيد . گفتند : آنجا محل زندگى ما و شترهاى ماست است .
عمر به حارث بن كلده گفت : به نظر تو راه علاجش چيست ؟ حارث گفت : مناطق وباخيز داراى درختان انبوه و پشه هستند و اينها لانهء و با مىباشند ، بايد مردم آن به سرزمينهاى مجاور بروند و پياز و تره بخورند و صبح ناشتا روغن عربى بنوشند و از استعمال عطر خوددارى ورزند و پاى برهنه راه نروند و هنگام روز نخوابند . در اين صورت اميدوارم از ابتلاى به و با سالم بمانند . عمر به مردم حضوه دستور داد اين كار را بكنند .
( 4 )
حطيم :
در جايگاه آن اختلاف است ، اما قوىترين قول آن است كه حطيم در فاصلهء حجر الاسود و زمزم تا مقام ابراهيم واقع شده است .
( 5 )
حفاة :
حدود 75 كيلومتر با جنوب المنصرف ( مسيجد ) فاصله دارد و در راه هجرت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله واقع شده و در ناحيهء الفرع ، از امارات مدينه قرار دارد .
هامش
( 1 ) . فرهنگ بزرگ جامع نوين ، ج 1 ، ص 269 ، مادهء « حضّ » .
( 2 ) . كافى ، ج 4 ، ص 357 ، ح 5