مدينه . در حديثى كه ابو داود از معاوية بن حكم سلمى روايت كرده ، از اين مكان نام برده شده است .
( 1 )
جواء :
( به كسر جيم و تخفيف واو ) ، در لغت به معناى رود يا وادى فراخ است . « جواء » نام جايى است كه نبرد ميان مسلمانان و مرتدان از قبايل هوازن و غطفان ، در زمان خلافت ابو بكر ، در آنجا به وقوع پيوست و خالد بن وليد آنان را قلع و قمع كرد .
( 2 )
جودىّ :
كوهى است در كرانهء شرقى دجله از اعمار موصل كه كشتى نوح عليه السّلام بر فراز آن نشست .
( 3 )
جوسيّه :
( به ضمّ اول و سكون دوم و كسر سين و تخفيف ياء ) ، نگاه كنيد به مادهء بعد ؛ زيرا احتمالا هر دو يكى است .
( 4 )
جوشيّه :
( به ضمّ جيم و واو و ياى مشدّد ) ، گفتهاند : جايى است ميان نجد و شام ، كه وقتى سپاه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله قدم به سرزمين طىّ گذاشت ، عدىّ بن حاتم از آنجا به سمت شام گريخت .
( 5 )
جوف :
به معناى زمين فراخ و پست است . در عربستان از جوفهاى متعدّدى نام برده مىشود . در سنن ابن ماجه از « جوف مراد » ياد شده است . ياقوت مىنويسد :
يك جوف در سرزمين مراد است كه در تفسير آيهء
إِنَّا أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ . . .
« 1 » از آن ياد مىشود و در سرزمين سبأ واقع است . حميد بن ثور گفته است :
أنتم بجابية الملوك و اهلنا * بالجوف جيرتنا صداء و حمير
جابية الملوك : همان جابيهء شام است .
( 6 )
جهينه :
يكى از قبايل بزرگ حجاز در زمان خود بود كه در سطح گستردهاى از اين منطقه پراكنده بودند . اماكن بسيارى به نام اين قبيله اضافه شده كه معمولا مضاف آن حذف مىشود ، به صورت نام مكان جلوه مىكند ؛ مثلا مىگويند : « ذو العشيره از جهينه است » و مرادشان سرزمين جهينه مىباشد . از مشهورترين بلاد جهينه « ينبع » است . اما پيشينيان دايرهء زيستگاه اين قبيله را گسترش دادهاند تا جايى كه به تمام اراضى ساحل درياى سرخ ، از نزديك بندر رابغ تا « حقل » در
هامش
( 1 ) نوح : 1