تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعالم الأثيره في السنة و السيرة ( فرهنگ اعلام جغرافيايى تاريخى در حديث و سيره نبوى ) ( فارسي ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
مجاورت عقبه و از غرب ساحل به سمت شرق تا مدينه بلاد جهينه مىگفتند . البته شكى نيست كه جهينه در بيشترين بخش اين سرزمين مىزيسته‌اند . اما در عين حال قبايل ديگرى نيز در اينجاها با آنان به سر مىبردند . از جمله كوه‌هاى جهينه است : اشعر ، اجرد ، بواط ، آره و قدس . ( 1 )

جيّ :

( به كسر جيم و تشديد ياء ) ، نام وادىاى است در رويثه ، ميان مكه و مدينه كه به آن « متعشّى » مىگويند و يك طرف كوه ورقان در محل آن تمام مىشود . اما « جىّ » ( به فتح جيم ) دهكده‌اى است در اصفهان كه سلمان فارسى به آنجا نسبت داده مىشود . ( 2 )

جياد :

جمع « جيّد » ، لغتى است در « اجياد » پيشگفته . ( 3 )

جيش :

به آن « ذات الجيش » و « اولات الجيش » نيز مىگويند . نام جايى است كه در سيره و حديث از آن ياد شده است ؛ زيرا يكى از منزلگاه‌هاى پيامبر در هنگام رفتن به احد بوده و نيز در هنگام برگشت از غزوهء بنى مصطلق ، از اين مكان عبور كرده است . بلادى مىنويسد : ذات الجيش تلعهء « 1 » بزرگى است كه از گردنه‌هاى مفرّحات سرچشمه مىگيرد و از سمت غرب و قبل از ذو الحليفه به وادى عقيق مىريزد و به شلبيّه معروف است . ( 4 )

جيفه :

( به كسر جيم ) ، ذو الجيفه نيز گفته‌اند . در روايتى به صورت « حاء » يا « خاء » آمده است . به هر حال ، جايى است ميان مدينه و تبوك كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله ، هنگام رفتن به تبوك در آنجا مسجدى ساخت .
هامش
( 1 ) . تلعه ؛ آبراهه‌اى كه از قسمت‌هاى مرتفع و بالاى زمين شروع و به ته رودبار ختم شود ؛ مسيل آب ( فرهنگ لاروس ) - م .