( 1 )
حاذه :
جايى بوده در سرزمين بنى سليم ، ميان مدينه و نجد ، كه عمرو بن عبسهء صحابى ، پيش از آنكه در مدينه خدمت پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بيايد ، در آنجا به سر مىبرد .
( 2 )
حاضر :
در لغت به معناى كوى يا قبيلهء بزرگ پرجمعيت است . در خبر اعزام سريّهء قطبة ابن عامر به سوى قبيلهء خثعم در ناحيهء تباله از اين نام ياد شده است . تباله در طرفهاى يمن يا در جنوب عربستان سعودى در منطقهء بيشه واقع شده است .
امروزه به وادى داراى آبادىها و دهكدههاى زياد ، حاضر اطلاق مىشود .
( 3 )
حاطب :
يكى از راههاى خيبر بوده كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله از پيمودن آن خوددارى ورزيد و از راه مرحب حركت كرد .
[ حاطمه :
از نامهاى مكه است . « 1 » ]
( 4 )
حاء :
نامى است كه يكى از چاههاى مدينه به آن اضافه مىشود و در حرف « الف » ، مادهء « آبار » ، گذشت . بعضى آن را يك كلمه ؛ يعنى به صورت « بيرحا » ، دانستهاند .
در حديث ابو طلحهء انصارى از اين چاه نام برده شده و آمده است كه وى به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله عرض كرد : « من در بين املاك و دارايىهايم به بئر حاء بيشترين علاقه را دارم و آن را در راه خدا صدقه مىدهم » .
در سنن ابو داود آمده است : « در ميان اموالم به « اريحا » بيشترين علاقه را دارم » . به گمان من اين يك تحريف دورى است . . . بكرى تأكيد كرده كه اين كلمه مركب از « بئر » و « حاء » مىباشد .
بئر حاء در شمال شرقى مدينه بوده و با مسجد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله 84 متر فاصله داشته است .
( 5 )
حباشه :
( به ضمّ اول ) ، يكى از بازارهاى عرب در دورهء جاهليت بوده است . در حديث آمده : هنگامى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به سن بلوغ رسيد و جوانى برنا شد . . .
خديجه او را براى تجارت در بازار حباشه ، كه بازارى است در تهامه ، اجير كرد ( به نقل از ياقوت ) . در كتاب المثالب ابو عبيده آمده است كه صيفى و ابو صيفى ، دو پسر هاشم بن عبد مناف ، از كنيزى سياهپوست بودند كه در بازار حباشه ، بازارى متعلق به قينقاع ، از
هامش
( 1 ) . ازرقى ، ج 1 ، ص 282 ؛ فاسى ، ج 1 ، ص 75