تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعالم الأثيره في السنة و السيرة ( فرهنگ اعلام جغرافيايى تاريخى در حديث و سيره نبوى ) ( فارسي ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
سخت گرسنگى روبه‌رو شدى و گوسفندى يا حيوان حلال گوشت ديگرى متعلق به برادر مسلمانت ديدى كه آلت ذبح و وسيلهء پخت‌وپز هم بر خود حمل مىكند ، به آن تعرض نكن ( به نقل از لسان العرب ) ] ( 1 )

جناب :

( به كسر جيم ) ، ياقوت مىنويسد : جايى است در ناحيهء خيبر و سلاح و وادى القرى و به قولى : ميان مدينه و فيد . به گفتهء بلاذرى در انساب الاشراف ، سريهء بشير بن سعد در طرف‌هاى همين جناب به وقوع پيوسته است . ( 2 )

جند :

( به فتح جيم و نون ) ، يكى از مخاليف « 1 » يمن در عهد پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بوده كه معاذ بن جبل از جانب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به كارگزارى آنجا تعيين شد . ( 3 )

جنفاء :

( به فتح اول و دوم و در روايتى به ضمّ جيم ) ، در داستان ملاقات نمايندگان بنى فزاره با پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در خيبر ، از اين مكان نام برده شده است . در آنجا آمده كه حضرت به آنها فرمود : وعدهء ما در جنفاء . جنفاء جايى بوده در حاشيهء خيبر و هنوز هم در الضّغن ، واقع در نشيب حرّهء خيبر و شرق فدك ، معروف است . ( 4 )

جنينه :

مصغّر « جنّه » ، نام جاهاى چندى است ؛ از جمله : جنينهء نزديك وادى القرى . روايت شده كه ابو عبيده از مدينه حركت كرد تا آنكه به وادى القرى رسيد و سپس از اقرع و جنينه و تبوك و سروع گذشت و آنگاه وارد شام شد . ( 5 )

جوّ :

نام جايى است كه در قصيدهء كعب بن زهير ، در مدح پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله ، از آن ياد شده است . ( 6 )

جواثى :

( به ضمّ جيم ) ، شهرى است در بحرين از عبد القيس - « بحرين » . در حديث آمده است : نخستين نماز جمعه‌اى كه بعد از نماز جمعهء مسجد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در اسلام برگزار شد ، در جواثى ، در بحرين بود . ( 7 )

جوّانيّه :

( به فتح جيم و تشديد واو و كسر نون و تشديد ياء ) ، گفته‌اند : سرزمينى است از توابع مدينه در سمت فرع . نووى مىنويسد : جايى است نزديك احد در سمت شام ( شمال )
هامش
( 1 ) . مخاليف : جمع « مخلاف » است به معناى كوره و رستاق . اين اصطلاح در يمن ، براى روستاها و دهكده‌ها به كار مىرفته است - م .
المعالم الأثيره في السنة و السيرة ( فرهنگ اعلام جغرافيايى تاريخى در حديث و سيره نبوى ) ( فارسي ) — صفحة 116 | حميدرضا شيخى / محمد بن محمد حسن شراب