سخت گرسنگى روبهرو شدى و گوسفندى يا حيوان حلال گوشت ديگرى متعلق به برادر مسلمانت ديدى كه آلت ذبح و وسيلهء پختوپز هم بر خود حمل مىكند ، به آن تعرض نكن ( به نقل از لسان العرب ) ]
( 1 )
جناب :
( به كسر جيم ) ، ياقوت مىنويسد :
جايى است در ناحيهء خيبر و سلاح و وادى القرى و به قولى : ميان مدينه و فيد .
به گفتهء بلاذرى در انساب الاشراف ، سريهء بشير بن سعد در طرفهاى همين جناب به وقوع پيوسته است .
( 2 )
جند :
( به فتح جيم و نون ) ، يكى از مخاليف « 1 » يمن در عهد پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بوده كه معاذ بن جبل از جانب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به كارگزارى آنجا تعيين شد .
( 3 )
جنفاء :
( به فتح اول و دوم و در روايتى به ضمّ جيم ) ، در داستان ملاقات نمايندگان بنى فزاره با پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در خيبر ، از اين مكان نام برده شده است . در آنجا آمده كه حضرت به آنها فرمود : وعدهء ما در جنفاء . جنفاء جايى بوده در حاشيهء خيبر و هنوز هم در الضّغن ، واقع در نشيب حرّهء خيبر و شرق فدك ، معروف است .
( 4 )
جنينه :
مصغّر « جنّه » ، نام جاهاى چندى است ؛ از جمله : جنينهء نزديك وادى القرى . روايت شده كه ابو عبيده از مدينه حركت كرد تا آنكه به وادى القرى رسيد و سپس از اقرع و جنينه و تبوك و سروع گذشت و آنگاه وارد شام شد .
( 5 )
جوّ :
نام جايى است كه در قصيدهء كعب بن زهير ، در مدح پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله ، از آن ياد شده است .
( 6 )
جواثى :
( به ضمّ جيم ) ، شهرى است در بحرين از عبد القيس - « بحرين » . در حديث آمده است : نخستين نماز جمعهاى كه بعد از نماز جمعهء مسجد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در اسلام برگزار شد ، در جواثى ، در بحرين بود .
( 7 )
جوّانيّه :
( به فتح جيم و تشديد واو و كسر نون و تشديد ياء ) ، گفتهاند : سرزمينى است از توابع مدينه در سمت فرع .
نووى مىنويسد : جايى است نزديك احد در سمت شام ( شمال )
هامش
( 1 ) . مخاليف : جمع « مخلاف » است به معناى كوره و رستاق . اين اصطلاح در يمن ، براى روستاها و دهكدهها به كار مىرفته است - م .