( ( 2292 ) ) باد طوفان بود و كشتى لطف هو
بس چنين طوفان و كشتى دارد او
( ( 2293 ) ) پادشاهى را خدا كشتى كند
تا به حرص خويش بر صفها زند
( ( 2294 ) ) قصد شاه آن نى كه خلق ايمن شوند
قصدش آن كه ملك گردد پاى بند
( ( 2295 ) ) آن خراسى مىدود قصدش خلاص
تا بيابد او ز زخم آن دم مناص
اين هم يك معماى ناگشودنى كه گامهاى مثبت ما براى فرار از منفىهاى ما است .
براى توضيح اين مطلب نخست چند مثال را كه جلال الدين آورده است ، بيان مىكنيم :
1 - پيشتازان كه در معركهء زندگى تكاپو مىكنند ، در حقيقت براى فرار از ضعف است و به دست آوردن مزاياى مثبت براى خويشتن و نتيجه اش برقرار شدن روابط ميان انسانها و امكان همزيستى ميان آنان .
2 - گاو مزرعه تلاش مىكند و مىگردد ، براى آن كه از ضربهء زخم صاحبش فرار كند و نتيجه اش شخم شدن زمين يا كشيدن آب از چاه و سرازير شدن به مزرعه و روييدن مواد حياتى انسانها است .
صنعت گران و پيشه وران هم براى خود دست و پا مىكنند و كالائى را توليد يا آن را در دسترس مشتريان مىگذارند ، نتيجه غير اختياريش رفاه و آسايش مردم است .
بنا بر اين -
( ( 2200 ) ) هر يكى بر درد جويد مرهمى
در تبع قائم شده زين عالمى
اين مطلب يعنى به وجود آوردن مزايا و مواد حياتى و نظم زندگى را كه جلال الدين به انگيزهء فرار از منفىها و يا به عبارت عمومىتر به جهت حفظ موقعيت شخصى