بيان معجزهء هود عليه السلام در تخليص مؤمنان امت به وقت نزول باد
هود گرد مؤمنان خطى كشيد
تا ز باد آن قوم او رنجى نديد
( ( 2191 ) ) مؤمنان از دست باد ضايره
جمله بنشستند اندر دايره
باد طوفان بود و او كشتى عسى
هست از اين طوفان و اين كشتى بسى
( ( 2192 ) ) باد طوفان بو كشتى لطف هو
بس چنين طوفان و كشتى دارد او
( ( 2193 ) ) پادشاهى را خدا كشتى كند
تا به حرص خويش بر صفها زند
( ( 2194 ) ) قصد شاه آن نى كه خلق ايمن شوند
قصدش آن كه ملك گردد پاى بند
( ( 2195 ) ) آن خراسى مىدود قصدش خلاص
تا بيابد او ز زخم آن دم مناص
( ( 2196 ) ) قصد او آن نى كه آبى بركشد
يا كه كنجد را بدان روغن كند
( ( 2197 ) ) گاو بشتابد ز بيم زخم سخت
نى براى بردن گردون و رخت
( ( 2198 ) ) ليك حق دادش چنين خوف وجع
تا مصالح حاصل آيد در تبع
( ( 2199 ) ) همچنين هر كاسبى اندر دكان
بهر خود كو شد نه اصلاح جهان
( ( 2200 ) ) هر يكى بر درد جويد مرهمى
در تبع قائم شده زين عالمى
( ( 2201 ) ) حق ستون اين جهان از ترس ساخت
هر يكى از ترس جان در كار باخت
( ( 2202 ) ) حمد ايزد را كه ترسى را چنين
كرد او معمار اصلاح زمين
( ( 2203 ) ) اين همه ترسندهاند از نيك و بد
هيچ ترسنده نترسد خود ز خود
( ( 2204 ) ) پس حقيقت بر همه حاكم كسيست
كه قريب است او اگر محسوس نيست
هست او اندر كمين اى بو الهوس
تا نگردى فارغ از شب اى عسس
( ( 2205 ) ) هست او محسوس اندر مكمنى
ليك محسوس حس اين خانه نى
( ( 2206 ) ) آن حسى كه حق بدان حس مظهر است
نيست حس اين جهان آن ديگر است
( ( 2207 ) ) حسّ حيوان گر بديدى آن صور
بايزيد وقت بودى گاو و خر
( ( 2208 ) ) آنكه تن را مظهر هر روح كرد
و آن كه كشتى را براق نوح كرد
( ( 2209 ) ) گر بخواهد عين كشتى را به خود
او كند طوفان تو اى نور جو