سوفسطايى نگون بخت ناگهان سوفسطايى نگشته است ، بلكه نخست از مغز و تعقل و انديشه و امعان نظر خود را كنار كشيد ، سپس ضد حس خود و محروم از وجود گشت و حتى نتوانست هستى خود را هم اثبات كند .
اى سخنور ، اكنون موقع سخنورى نيست و زمان لب گزيدن است ، اگر بيش از اين به سخن ادامه بدهى ، براى مردم رسوايى به بار خواهد آورد .
مىدانيد امعان نظر يعنى چه ؟ امعان نظر يعنى چشمه سار درون را به جريان انداختن و موقعى موجوديت روانى آدمى به مرحلهء روان مىرسد كه از بدن مادى راكد رها شود و به جريان بيافتد . آرى -
( ( 2188 ) ) آن حكيمى را كه جان از بند تن
باز رست او شد روان اندر چمن
كسى كه بيابانى را مطابق دستور الهى در مىنورد ، اگر بخواهد مىتواند گلى را به خار مبدل به سازد .