و انسانها نشان مىدهد .
خداوند به وسيلهء عقل و وجدان تحريك و تشويق مىنمايد . پيامبران را براى ارشاد مردم مىفرستد ، ولى اغواى شيطان مردم را ، مستند به خدا نيست ، زيرا معصيت بزرگ شيطان كه سجده نكردن به آدم بود ، باعث شد كه او پليد و تبهكار شود .
در مقابل عبادات پيشين كه براى خدا انجام داده بود ، از خداوند عمر طولانى تا روز رستاخيز خواست . خداوند خواستهء او را به او بخشيد . قرار گرفتن شيطان در نظام هستى پس از پليد شدن - چنان كه در مباحث مربوط به شيطان گفتهايم ، مانند قرار گرفتن مدفوعات پليد انسانى است در تقويت مزارع و درختان .
اين حالت قرار گرفتن در نظام خلقت با تلقين خداوندى نيست ، بلكه بهره بردارى از موجودى است كه با اختيار خود را پليد ساخته است .
( ( 4923 ) ) هست باقى شرح اين ليكن درون
بسته شد ديگر نمىآيد برون
مر بزرگى را ورا گردن نهم
منتى هم بر دل و بر تن نهم
چون فتاد از روزن دل آفتاب
ختم شد و الله اعلم بالصواب
آفتابى كه ساليان متمادى از افق روح جلال الدين مىدرخشيد در اين جا غروب مىكند و ديگر اشعهء معرفت آن خورشيد از روزنهء دل بيرون نمىآيد جلال الدين سر تسليم بر خاك مىگذارد و به انتظار ابديت مىآرامد .
در غم ما روزها بىگاه شد
روزها با سوزها همراه شد
روزها گر رفت گو رو باك نيست
تو بمان اى آن كه جز تو پاك نيست
اينك جلال الدين ستاره گان و ماه و خورشيد و خاكدان كهن سال را مانند ميليونها كاروانيان پيش از خود و پس از خود وداع مىكند و مىرود در بستر خاك تيره مىآرامد