اگر صداى بلبل و كلاغ را يكى مىشنوى ، بدون شك حس شنوايى تو ويران گشته است .
اگر سمور و خار پشت براى تو يكى بنمايد ، حتما حس لامسه ات از تو روى گردان شده است . بانگ مردم ترسو و حيز از بانگ دلاوران شجاع مانند فن روباه و شير از يكديگر جدا است . پس نخست -
چارهء كار حواس خويش كن
وانگهى راه طلب در پيش كن
بار ديگر بگويم كه زبان مانند سر ديگ است ، اگر حركت كند ، معلوم مىشود كه در ديگ درون تو چه آشى پخته است . هشياران از بخارى كه از ديگ بيرون مىآيد مىفهمند كه درون ديگ غذاى شيرينى پخته مىشود يا آش سركهء ترش .
مردم در موقع خريدن ديگ نو دست به آن مىزنند ، سالمش را از شكسته اش تشخيص مىدهند .
شخصى از يك صاحب درد آگاه پرسيد ، چگونه و با چند نشان مىتوانى مرد را بشناسى ؟ پاسخ داد : با اولين سخن كه از دهان او در آيد ، او را مىشناسم و اگر سخنى نگويد ، در مدت سه روز وضع او را به دست مىآورم .
ديگرى گفت : اگر سخنى بگويد ، او را مىشناسم و اگر ساكت شود ، او را در سخن پيچانم تا حقيقتش را درك كنم .
سؤال كننده گفت : اگر اين حيله گرى تو را فهميده باشد ، و لب ببندد چه مىكنى ؟ در پاسخ او گفت : تا ابد حال آن شخص براى من پوشيده خواهد ماند .
تمثيل
( ( 4903 ) ) آن چنان كه گفت مادر بچه را
گر خيالى آيدت در شب فرا
( ( 4904 ) ) يا به گورستان و جاى سهمگين
تو خيالى زشت بينى پر ز كين
( ( 4905 ) ) دل قوى دار و بكن حمله بر او
او بگرداند ز تو در حال رو
زآن كه بىترسى به سويش هر كه رفت
آن خيال ديووش بگريخت تفت