تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 608

مساهمون:

ص٦٠٨
( ( 4866 ) ) شاه چون از محو شد سوى وجود خشم مريخيش آن خون كرده بود ( ( 4867 ) ) چون به تركش بنگريد آن بىنظير ديد كم از تركشش يك چوبه تير ( ( 4868 ) ) گفت كو آن تير ؟ و از حق باز جست گفت اندر حلق او آن تير توست

نتيجهء گناهان و مخصوصاً اثر ظلم كار خود را مىكند ، خواه شخص مظلوم و كسى كه گناه در حق او صورت گرفته است ، از آن گناه و ستم ، ناروايى و درد را احساس كند يا نه و چه از آن گناه و ستم كه در باره اش صورت گرفته آهى بكشد و اظهارى كند يا نه .

مضمون ابيات مورد تحليل با نظر به -
اين جهان كوه است و فعل ما ندا سوى ما آيد نداها را صدا
و با نظر به آيات و روايات بسيار فراوانى كه صريحاً براى هر گناه مخصوصاً ستم اثرى را اثبات مىكند و مىگويد : اثر آن گناه و ستم كار خود را خواهد كرد ، بدون احتياج به آگاهى طرفين و اظهار كسى كه ستمى در حق او صورت گرفته است . اين قانون مسلم مىشود كه -
يا سبو يا خم مىيا قدح باده كنند يك كف خاك درين ميكده ضايع نشود
و معلوم مىشود كه -
دانه‌اى در صيدگاه عشق بىرخصت مچين كز بهشت آدم به يك تقصير بيرون مىكنند
اين قانون را شما مىتوانيد به جهت اختلاف عينكها با عبارات گوناگون از همه كس بشنويد . كسانى هستند كه سلطهء الهى را به جهان هستى نمىپذيرند و مىترسند كه بگويند : موجود برين است كه نتيجه‌اى را دنبال كارى پديد مىآورد ، اگر چه در مجراى طبيعت قابل مشاهده نيست ، لذا مطلب را به طبيعت ناخود آگاه
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 608 | محمد تقي جعفري