تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 596

مساهمون:

ص٥٩٦
صدها هزار مرغ و مطرب خوش صدا را گماشتم كه در آن باغ نغمه ها بخوانند ، برگ نسترن را بسترش كردم و او را از آسيب فتنه ها ايمن نمودم و -
( ( 4813 ) ) ابر را گفتم بر او باران مريز برق را گفتم بر او مگر اى تيز
خورشيد را گفتم : از حرارت خود آن طفل را مگز و ناراحتش مكن و به باد دستور دادم ، به آن طفل آهسته بوز .
( ( 4814 ) ) زين چمن اى دل مبر آن اعتدال پنجهء بهمن بر اين روضه ممال