و از اشتباهى به اشتباه ديگر و از نگرانى به نگرانى ديگر مىپردازد . پس چرا نبايد رفتارى كه موافق با خرد و اعتدال باشد در پيش گيريم . مسلما بايد اميال طبيعى و ضرورى را اقناع نمود ، چه شرط اوليه براى حفظ تعادل يك زندگانى مرفه به غير از اين نمىباشد و همچنين مىتواند بدون هيچ اشكال ، هنگامى كه اوضاع و احوال مساعد است و به شرط توليد نشدن عاداتى كه بعدا آدمى بردهء آن عادت مىگردد ، اميال طبيعى و غير ضرورى را نيز اجابت كرد . ولى راجع به اميالى كه نه طبيعى و نه ضرورى هستند ، يك تصميم بيش نبايد گرفت و آن انصراف كامل از بر آوردن آنها و كشتن و خفه كردن آنها است . » ( 1 ) و نيز در ص 39 از ماخذ مزبور در مدح شجاعت مىگويد : « شجاعت است كه در نبرد آزادى بخش با اميال ، ما را به پيروزى مىرساند » تقسيمى را كه اپيكور در بارهء اميال بيان مىكند ، بسيار خردمندانه بوده و اگر بعضى از مطالب اپيكور را در فلسفهء او به جهت داشتن تناقض ناديده بگيريم ، فلسفهء او را در بيان اميال و رها شدن از زنجير آنها قابل تحسين مىدانيم . بهر حال - نامحدود بودن اميال طبيعى و پاسخ مثبت به آنها ، با محدوديت امكانات اشباع اميال و اشتياق روان آدمى به كمال اعلا سازگار نمىباشد . دو عامل بسيار نيرومند و اساسى وجود دارد كه نامحدود بودن اميال طبيعى و پاسخ مثبت به آنها را حماقت بارترين كار انسانى نشان مىدهد : عامل يكم - محدوديت وسايل و امكانات اميال . در اين دنيا كسى را سراغ نداريم كه آن چه را كه خواسته است ، به دست آورده و خواهشهاى خود را اشباع نموده باشد ، مگر اين كه قدرت ميل و تمناى آدمى آن قدر كاهش بيابد كه از بروز ميل و خواهش جلو گير شود ، زيرا - انسانى كه قدرت طبيعى او براى به وجود آوردن اميال و آرزوها كامل است ، هرگز نمىتواند ميلى نداشته باشد و خواهشى در سر نپروراند . اما بديهىتر از همه چيز اين است كه امكانات اشباع اين اميال بىحد و مرز
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 490
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٩٠
هامش
( 1 ) فلاسفه بزرگ ، اپيكور تأليف اندره كرسون ، ترجمه عمادى ، ص 36 و 37 . .