تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
همانند يوسف از ملال خاطر مىگريزى و يرتع و يلعب وبالت مىگردد عاقبت از اين تفرج و سياحت خواهى مانند يوسف در چاه افتى ولى بر خلاف يوسف پشتيبانى مانند عنايات ربانى ندارى كه تو را از چاه بيرون آورد . اگر تفرج يوسف با اجازهء پدر نبود ، تا روز رستاخيز سر از چاه بيرون نمىآورد . پدر عزيز براى خوش دلى يوسف اجازه داد و گفت : حالا كه ميل به تفرج دارى ، برو خير پيش . هر نابينايى كه از مسيح بينايى بخش روى گردان شود ، جهودانه از بينايى و رشد باز مىماند . عيسى عليه السلام به او مىگويد : اى نابينا تو دست توسل به من بزن كه سرمهء نابينايى در اختيار من است . اگر كورى از من روشنايى ديده خواهى گرفت و بوى پيراهن يوسف جان بر مشامت خواهد رسيد . آن كار و بار كه پس از شكست به تو دست خواهد داد ، اقبال و روش راه به سوى حق را در بر دارد . اى پير خر و بو الفضول ، آن كار و بارى كه دست و پايى ندارد ، رها كن . در اين زندگانى -
( ( 4121 ) ) غير پير استاد و سرلشكر مباد پير گردون نى ، ولى پير رشاد
اگر راهرو زمانى زير دست رهبر الهى قرار گرفت ، از ظلمت رها مىشود و در روشنايىها فرو مىرود . شرط آشنايى با حق و حقيقت تسليم است ، نه كار زياد و طولانى ، هرگز تركتازى در ضلالت و گم راهى سودى نمىبخشد . من پس از اين به جستجوى راه اثير نخواهم پرداخت ، بلكه سراغ رهبر الهى را خواهم گرفت . رهبر الهى نردبان آسمان است چنان كه پريدن تير از كمان . نمرود تبهكار بدون توسل به ابراهيم عليه السلام با بال و پر كركسى سفر به آسمان را مىخواست و از هوا به سوى بالاها بسى رفت ، ولى كركس راهى به سوى آسمان ندارد . ابراهيم به نمرود گفت : بيا به سوى من ، اگر به وسيلهء من به آسمانها پرواز كنى بهتر است . اگر نردبانى از من داشته باشى ، بدون احتياج به بال و پر ، به آسمانها پرواز خواهى كرد . -
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 446 | محمد تقي جعفري