ديده مىشود و هيچ تاريخى پايان كار امرء القيس را به ترتيبى كه جلال الدين در ابيات و عنوان ابيات گفته است نقل نكردهاند . ما اجمال تاريخ حيات امرء القيس را متذكر مىشويم :
امرء القيس فرزند حجر فرزند حارث كندى متولد 497 و در 545 پس از ميلاد مسيح از دنيا رفته است . امرء القيس از قبيله بنى اكل المرار و مشهورترين شاعر عرب جاهلى است .
اصل او از يمن و زادگاهش نجد يا مخلاف السكاسك يمن بوده است .
در نام امرء القيس ميان مورخين اختلاف وجود دارد . گفته شده است كه نامش حندج بوده و بعضى ديگر مىگويند : ملكيه و گروهى گفتهاند : عدى بوده است . پدرش پادشاه قبيله اسد و غطفان و مادرش خواهر مهلهل شاعر معروف باشد .
مهلهل در دوران كودكى امرء القيس ، شعر را به او تعليم نموده و او از ايام جوانيش به سرودن شعر پرداخته است . او به غزلسرائى و عيش و عشرت و باده گسارى سرگرم شده بود ، پدرش مطلع گشته و او را از رفتارش منع مىكرد و او نمىپذيرفت .
پدرش او را به دمون كه ناحيهاى در حضرموت است تبعيد كرد . امرء القيس در اين موقع در سن بيست سالگى بوده است و در حدود پنج سال در دمون ماند و سپس با يارانش در قبايل عرب به سير و سياحت و خوش گذرانى پرداخت . تا آن هنگام كه قبيلهء اسد به پدرش شورش كردند و او را كشتند .
اين خبر موقعى به امرء القيس رسيد كه بساط شراب گسترده و مشغول باده نوشى بود . همين كه خبر مرگ پدر را شنيد ، گفت : خدا پدرم را رحمت كناد هنگامى كه كودك بودم مرا ضايع كرد ، موقعى كه بزرگ شدم ، بار خونش را برگردنم گذاشت ( به خون خواهى مجبورم كرد ) هم در آن موقع بود كه گفت : « امروز هشيارى نيست و فردا مستى . امروز شراب و فردا كار » اين دو جمله بعدها ضرب المثل شد .
براى خون خواهى پدرش برخاست و در اين باره اشعار زيادى گفته است .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 423
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٢٣