تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
كس نيست ، بلكه نهى و منع براى مردم با تقوا موجب كناره گيرى و براى اهل هوا و هوس محرك و شوق آور مىباشد . بدين جهت است كه گروه فراوانى از اين نهىها گم راه و گروه ديگر با قلب آگاه از ارتكاب به آن نهىها دورى مىگزينند و هدايت مىشوند . كبوتران آشنا با صداى نى از خانهء آشنا نمىرمند ، كبوترهاى بىگانه و اسير هوا هستند كه صداى نى آنها را مىرماند . فرزندان ابراز اطاعت كردند و گفتند : دستور شما را شنيديم و اطاعت خواهيم كرد و روى از فرمان شما نخواهيم گردانيد ، زيرا غفلت از احسان كفر است . ولى اين فرزندان هم با اعتماد به خود مانند آن طبيبان كه در ادعا فرو رفتند و به پادشاه گفتند : ما كنيزك را يقيناً معالجه خواهيم كرد و مشيت الهى را ناديده گرفتند و خواست خداوندى را در نظر نياوردند و نگفتند : انشاء الله . ما داستان ذكر استثنا ( الا ان يشاء الله را ) در مورد تصميمهاى پيچيده در نخستين داستان مثنوى ( پادشاه و كنيزك ) گفته‌ايم . مبادا بگوييد : اى مولوى ، تو كه اين اصل را در آغاز كتاب خود گوشزد كرده بودى ، چرا بار ديگر در اين داستان تكرار كردى ؟ زيرا -
( ( 3667 ) ) صد كتاب ار هست جز يك باب نيست صد جهت را قصد جز محراب نيست
اين راههاى مختلف بيك خانه منتهى مىگردد و اين هزاران سنبل يك دانه در بر دارد ، مگر نمىبينيد كه -
( ( 3669 ) ) گونه گونه خوردنىها صد هزار جمله يك چيز است اندر اعتبار
در موقع گرسنگى كه انسان حالت لوچى دارد ، طعام به نظرش متنوع و متعدد مىرسد ، ولى وقتى كه از يك طعام سير خورده شود ، اشتهاى آدمى از غذاهاى ديگر بريده مىشود . من در آن داستان پادشاه و كنيزك ، بيمارى كنيزك و كج انديشى طبيبان را باز گو كرده بودم : كه آن طبيبان مانند اسبهاى بىافسار از مشيت خداوند كه به آنان سوار بود غفلت ورزيدند و با كامى پر از زهر دهنه و سمشان از راه رفتنهاى بىمحاسبه
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 367 | محمد تقي جعفري