تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
آرايش و پيرايش روابط مادى ميان خود با چهره هاى رنگين و موهاى معطر مىنماييد . شما كه حتى تفكرات انسانى و فلسفه بافىهاى خود را وسيله‌اى براى باز كردن موقعيت در عرصهء همين انسانها كه ساخته و پرداخته شدهء طبيعت پرستى خود آنها است ، قرار داده‌ايد ، چه مىگوييد ؟ و در بارهء انسان چه ارمغانى آورده‌ايد ؟ مگر نمىدانيد كه چون مراعات حقوق جانهاى آدميان را به باد مسخره گرفتيم ، حيات ما و فلسفه و هدف آن هم بر باد رفت و نابود گشت ؟ شما افكار بسى مقتدر و نيرومند داريد و بهتر از همه مىدانيد كه هر پيشرفت و تكاملى كه در بارهء حقوق و داد رسى و كيفر اجسام طبيعى يا به اصطلاح قابل پذيرش همه در بارهء قوانين و امور قضائى و اجرائى و كيفرى حيات طبيعى نصيب بشريت مىگردد ، با ناديده گرفتن حقوق جانهاى ما ، جز ميله هاى زرين زندانهاى بزرگ به بزرگى قاره هاى پنجگانه ، چيز ديگرى به وجود نمىآورد . بياييد جانهاى آدميان را بشناسيم ، و اگر شناخته‌ايم ، بايستگىها و شايستگىهاى فردى و اجتماعى آنها را در يابيم و اگر دريافته‌ايم ، مورد عمل قرار بدهيم . ما نبايد از باختن سرمايهء كلان انديشه ها و فداكارىهاى بشرى در گذشته نوميدى از آينده را نتيجه بگيريم . هم اكنون آغاز آينده است اگر چه پايان گذشته نيز محسوب مىگردد . آن رادمرد خود شناس و انسان شناس كه امروز پس از دست يافتن بشر به هزاران موفقيتها در گسترش روابط خود با طبيعت و انسان ، اعتراف كند كه ما در ورود به صحنهء اين پيشرفتها يك اشتباه ، آرى تنها يك اشتباه را مرتكب شده‌ايم كه حقوق جانهاى آدمى را ناديده گرفته‌ايم ، بزرگترين فداكارى در راه بشريت را انجام داده است . اين است قهرمانى كه عظمت او تا حد نمايندگى خداى حيات بخش در روى زمين ارتقا يافته است . يقيناً براى بشر چنين قهرمانانى وجود دارد و خود انسانها هم براى چنين رادمردان حيات بخش ميدان عمل باز خواهند