تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
از كجا آمده‌اى ؟ براى چه آمده‌اى ؟ به كجا خواهى رفت ؟

تفسير ابيات

گوسفندى از گلهء حضرت موسى عليه السلام فرار كرد و موسى تا شبانگاه به دنبالش دويد تا پاهايش مجروح شد و گلهء گوسفندان از ديدگانش ناپديد گشت . گوسفند خسته و درمانده گشت و موسى او را گرفت و گرد از بدنش پاك كرد و دست به سر و پشتش ماليد و نوازشها نمود . با اين كه موسى از بامداد تا شامگاه در آن بيابان دويده و رنج ديده بود -
( ( 3285 ) ) نيم ذره تيرگى و خشم نى غير مهر و رحم و آب چشم نى
آنگاه به دل جويى گوسفند پرداخته -
( ( 3286 ) ) گفت گيرم بر منت رحمى نبود طبع تو بر خود چرا استم نمود
اين منظرهء بس شگفت انگيز انسانى كه موسى به وجود آورده بود ، وادار كرد كه خداوند به فرشتگان فرمود كه موسى شايستهء پيامبرى است . مصطفى صلى الله عليه و آله فرموده است كه هر پيامبرى چه در دوران كم سالى و چه در دوران جوانى چوپانى نموده است . خداوند متعال بدون تحمل مشقتهاى چوپانى پيشوائى جهان را به پيامبرى عطا نفرموده است . اين مقدمه براى به فعليت رسيدن وقار و شكيبايى پيامبران انجام گرفته است . سايلى گفت : اى سرور ما ، شما هم چوپانى فرموده‌ايد ؟ - « گفت من هم بوده‌ام ديرى شبان » هر اميرى كه بتواند از عهدهء شبانى بشر آنچنانكه به او دستور داده شده است ، بر آيد و شكيبايى موسى را در چوپانى از خود نشان بدهد و تدبير و خرد را به طور شايسته در اين راه به كار بياندازد -
( ( 3294 ) ) لاجرم حقش دهد چوپانيى بر فراز چرخ مه روحانيى
چنان كه خداوند همهء پيامبران را از چوپانى گوسفندان بالاتر برده به چوپانى برگزيدگان نصب فرمود . اى خواجه محتسب در خاك رفته ، مىدانم كه تو در چوپانى مردم در اين دنيا كارها كردى كه چشم دشمنانت را كور ساختى ، لذا -
( ( 3297 ) ) دانم آنجا در مكافات ايزدت سرورى جاودانه بخشدت
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 304 | محمد تقي جعفري