( ( 3144 ) ) در چَه دنيا فتادند اين قرون
عكس خود را ديده هر يك چَه درون
عكس در چَه ديد و از بيرون نديد
همچو شير گول اندر چَه دويد
( ( 3145 ) ) از برون دان هر چه در چاهت نمود
ور نه آن شيرى كه در چَه شد فرود
ارزش معرفتى را كه از عكس خود در آب ته چاه دنيا به دست آوردهايد خودتان تعيين كنيد .
دنيايى كه شما مىبينيد ، حقايق و واقعيات را به شما چنان نشان مىدهد كه عكس صورتتان كه در آب ته چاه منعكس شده است ، حقيقت شما را . اين تشبيه را انكار نكنيد ، و يا به لطيفه گويى جلال الدين حمل نكنيد . بنگريد به :
1 - شما هرگز نمىتوانيد خود درخت جهان عينى را در ذهن خود برويانيد ، تا بگوييد كه من عين درخت خارجى را دريافتهام . آن چه كه از درخت عينى مىتواند به صحنه ى درون شما وارد شود عكسى از آن است كه به وسيلهء حواستان به درون شما منتقل مىگردد . اگر بگوييد : عين خود درخت است كه در درون من وجود دارد ، ادعايى كردهايد كه اولين منكراش خود شما هستيد .
2 - عكسى را كه از درخت عينى خارجى به درون خود منتقل ساختهايد ، نمايشگر خطوط واقعياتى است كه باز گو كنندهء واقعيت در ماوراى خويش است . ما پيش از اين با عبارت بزرگترين فيزيكدان قرن ، ماكس پلانك آشنا شدهايم كه مىگفت : ما فيزيكدانان به قول هلمهولتز كارى جز خط شناسى انجام نمىدهيم و بيتى از جلال الدين را ديده بوديم كه مىگفت :
عقل را خط خوان آن اشكال كرد
تا دهد تدبيرها را زان نورد
و در همين ابيات هم مىبينيم كه مىگويد :