حكايت شتر و گاو و قوچ كه بندى گياه در راه جستند
( ( 2457 ) ) اشتر و گاو و قچى در پيش راه
يافتند اندر روش بندى گياه
( ( 2458 ) ) گفت قچ بخش ار كنيم اين را يقين
هيچ يك از ما نگردد سير از اين
( ( 2459 ) ) ليك عمر هر كه باشد بيشتر
اين علف او راست اولى گو بخور
( ( 2460 ) ) كه اكابر را مقدم داشتن
آمدست از مصطفى اندر سنن
( ( 2461 ) ) گرچه پيران را در اين دور اين لئام
در دو موضع پيش مىدارند عام
( ( 2462 ) ) يا در آن لوتى كه بس سوزان بود
يا بر آن پل كز خلل ويران بود
( ( 2463 ) ) خدمت شيخى بزرگى قائدى
عام نارد بىقرينهء فاسدى
( ( 2464 ) ) خيرشان اين است چه بود شرّشان
قبحشان را باز دان از فرّشان
تفسير ابيات
شتر و گاو و قوچى همراه مىرفتند ، در راه بند گياهى را پيدا كردند و قوچ گفت : اگر اين بند گياه را تقسيم كنيم ، يقيناً هيچ يك از ما سير نخواهد گشت ، پس بهتر اين است كه به بينيم عمر كدام يك از ما بيشتر است ، اين علف را به او بدهيم و راضى شويم كه او بخورد ، زيرا از سنت پيامبر است كه بايد بزرگان را مقدم بداريم . اگر چه در اين دوران كه بازار پست سيرتان گرم است بزرگان را در دو موقع پيش مىاندازند : يكى در آن موقع كه در سر سفره نشستهاند و غذا خيلى گرم است به بزرگ تعارف مىكنند كه ميل بفرماييد ديگرى موقعى است كه مىخواهند از پل ويران بگذرند عاميان كه رهبران الهى را درك نمىكنند و از پستىهاى خود بينى و سود جوئى سر بلند نكردهاند ، خدماتى را كه به بزرگان انجام مىدهند ، به انگيزگى عوامل فاسد است . اين خير و خوبىهاى عاميان است ، ببينيد شر آنان چيست ؟ تو مىتوانى از اين خوبىها و تمجيدهايشان قبح و وقاحت آنان را در يا بى .