تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
سخنان مىگفت كه بسيار پر معنا بود . آرى بسى آدم جهود كه پايان كارش محدود خواهد بود . در اين دنيا هيچ كافر را به پستى و حقارت منگريد ، زيرا اميد آن مىرود كه مسلمان از دنيا برود . تو از پايان عمر او كه اطلاعى ندارى تا از او روىگردان شوى سپس مسيحى به سخن گفتن پرداخت و گفت : حضرت عيسى عليه السلام را در خواب ديدم و با او به آسمان چهارم كه مركز و جايگاه آفتاب است بالا رفتم . قلعه هايى در آسمان ديدم كه قابل مقايسه با آيات زمين نيست . همه مىدانند كه هنر چرخ برين از زمين بالاتر است .