فيزيكى [ گويى آن عوارض حقيقت برون ذاتى است كه در درون آدمى تأثر مىبخشد ] به راه بياندازد . براى احساس رويهاى رنگ و گسترش آن نيز همين طور مىباشد . روى يك حساسيت ميانه ، جسمهاى خودمانى كنشى رويهاى دارند ، در صورتى كه آنهايى را كه براى نخستين بار مىبينيم ، آنا بر روى ما احساسى ژرف مىگذارند . اين چنين است كودك كه براى او هر جسم چيز نوى است ، واقعيت جهان را مىآزمايد . نور او را به سوى خود مىكشد ، او مىخواهد آن را به دست آورد و انگشتان خود را مىسوزاند . از اين پس او براى شعله بيمى و احترامى خواهد گذاشت . او خواهد دانست كه نور تنها آزار كننده نيست ، بلكه او تاريكى را مىراند و روز را بلندتر مىكند ، كه او مىتواند گرم كند ، بپزد ، و گاهى نمايشى مشغول كننده به وجود آورد ، پس از اين تجربه او با نور آشنا خواهد شد و آن چه از آن مىداند در مغز او ثبت خواهد گشت . اكنون شدت علاقمندى كم مىشود و ناپديد مىگردد . نمايش شعله باز عليه بىتفاوتى مبارزه مىكند ، ليكن محسوسانه جذابيت خود را از دست مىدهد . كم كم جهان سر خور مىشود . اين چنين است كه به دانستن اين كه درختان سايه مىدهند كه اسبان تند مىروند كه اوتومبيلها باز هم تندتر چرخند ، كه سگها گاز مىگيرند كه ماه دور است ، كه بشرى كه در آيينه ديده مىشود ، ظاهرى بيش نيست مىانجامد . به تدريج كه بشر خود را بسط مىدهد و كامل مىكند ، دايرهء خصايص مشخصهاى كه او از شناختن موجودات و چيزها ياد مىگيرد . بزرگتر مىشود . موجودات و چيزها مفهوم مىگيرند كه بالاخره به طنين درونى منجر مىگردد . » ( 1 ) ما هرگز نمىگوييم كه خواص و لوازم حقايق و رويدادهاى برون ذاتى در ساختن انسان كه به جهان خواهد نگريست و با جهان ارتباط بر قرار خواهد كرد ،
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 118
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١١٨
هامش
( 1 ) روحانيت در هنر و در نقاشى بويژه واسيلى كاندينسكى ، ترجمه آية اللهى ، ص 59 و 60 . .