تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
ونهيليستى را استنتاج نكنيد ، همهء روابط وضوابط وپديده جهان هستى در يك آهنگ كلى شركت كرده‌اند ، اين زندگى مورد خواست شما است كه مىتواند حتى عالىترين مزاياى جهان هستى را پليد نمايش دهد .
آب جيحون را اگر نتوان كشيد هم به قدر تشنگى نتوان بريد
195 - در تكاپوى زندگى در مقابل عظمتها خيره وناتوان نگرديد ، به مقدار نيرو به تكاپوى خود مشغول شويد .
قول و فعل بىتناقض بايدت تا ازين در راه ها بگشايدت سعيكم شتى تناقض اندريد روز مىدوزيد و شب برمىدريد
196 - براى به دست آوردن هدف زندگى نظمى كه احساس وانديشه ومىخواهم وگفتار را هماهنگ بسازد لازم است ، و اين نظم با تناقض در امور فوق امكان پذير نمىباشد .
از جمادى مردم ونامى شدم وز نما مردم ز حيوان سر زدم مردم از حيوانى وآدم شدم پس چه ترسم كى ز مردن كم شدم حملهء ديگر بميرم از بشر تا برآرم از ملائك بال و پر از ملك هم بايدم جستن ز جو كل شيءٍ هالك الا وجهه بار ديگر از ملك پرّان شوم آن چه آن در وهم نايد آن شوم پس عدم گردم عدم چون ارغنون گويدم انا اليه راجعون
197 - هر مرحله‌اى را كه در مسير كمال پشت سر مىگذاريد ، باكى از آن نداشته باشيد كه موجوديت مخصوصى از شما منفى مىگردد ، زيرا هر يك از اين نفى اثبات والاترى را در دنبال دارد . اين است مسير آدمى : جمادى ) ) - نباتى ) ) - حيوانى ) ) - انسانى ) ) - فرشتگى ) ) - ما فوق فرشتگى ، عبور از آهنگ كلى هستى ) ) - ورود به ايام ربوبى در فضاى رضوان ربوبى براى ديدار ربوبى .
در صف معراجيان گر بيستى هم در آن موقع بدانى كيستى