مورد دوم - ذات انسان است كه در حالت اجمال وجزئيت از كل جهان هستى ، مىتواند جزء كل نما بوده باشد .
9 - تمايل اجزاء به كل خويش چه معنا مىدهد ؟
جزوها را روىها سوى كل است
بلبلان را عشق با روى گل است ( 1 ) هم ز آتش زاده بودند آن فريق
جزوها را سوى كل باشد طريق ( 2 ) هر چه بينى سوى اصل خود رود
جزو سوى كل خود راجع شود ( 3 ) خار جمله لطف چون گل مىشود
پيش جزوى كاو برِ كل مىشود ( 4 ) جزو نارم سوى كلّ خود روم
من نه نورم كه سوى حضرت شوم ( 5 ) اصل كينه دوزخ است وكين تو
جزو آن كلّ است وخصم دين تو
چون تو جزو دوزخى هين هوش دار
جزو سوى كلّ خود گيرد قرار
ور تو جزو جنتى اى نامدار
عيش تو باشد چو حبت پايدار
چنان كه در مباحث گذشته گفتيم :
منظور جلال الدين از دو موضوع متقابل جزء وكل ، آن معناى اصطلاحى نيست كه در مشاهدات طبيعى ومجموعه هاى رياضى وسيستمهاى صنعتى و غير ذلك مىرود ، بلكه با نظر به اكثر ابيات جلال الدين در بارهء جزء وكل روشن مىشود كه منظور او دو منبع طولى است كه اساس آفرينش هستند :
منبع يكم - مبادى عالى موجودات واوصاف آنها كه در نظر جلال الدين مستقلا داراى واقعيت مىباشند . مثلًا در بيت دوم و پنجم مورد تحليل مىبينيم كه
هامش
( 1 ) دفتر اول ، ص 18 ب 23 . .
( 2 ) دفتر اول ، ص 20 ب 33 .
( 3 ) دفتر اول ، ص 36 ب 3 . .
( 4 ) دفتر اول ، ص 60 ب 53 . .
( 5 ) دفتر سوم ، ص 176 ب 41 . .