بود ؟ نه هرگز ، زيرا -
موجب ايمان نباشد معجزات
بوى جنسيت كند جذب صفات
آن همه معجزات كه پيامبران مىآوردند براى جلو گيرى از اخلالگرى دشمنان لجوج بوده است ، اما احساس تجانس و قرار گرفتن دل در جاذبهء پيشواى ربانى است ، نه با بستن اجبارى گردن مردم به وسيلهء معجزه . هلال با دريافت بوى پيامبر از خواب برجست و با خويشتن گفت : شگفتا ، جايگاه سرگين و اين گونه بوى جان پذير درست دقت كرد و در حال نيم خيز از لاى پاهاى ستوران ، دامن پاك پيامبر بىنظير را ديد . از گوشهء آخور روى شكم و پاها به سوى پيامبر خزيد و روى به پاهاى پيامبر نهاد ، پيامبر هم رو به روى هلال نهاد و بر سر و چشم ورويش بوسه ها داد و -
گفت يارا ، تو چه پنهان گوهرى
اى غريب عرش چونى ؟ خوشترى ؟
هلال عرض كرد : پيامبرا ، چگونه خواهد بود حال آن شوريده خواب كه برخيزد و ببيند كه خورشيد جهان آرا به سراغش آمده و در درونش فرو مىرود وچگونه خواهد بود حال تشنهاى كه از سوز عطش گل مىخورد ، ناگهان به بيند كه امواج انبوه آب او را روى سر نهاده ومىبرد . به كجا ؟ به آنجا كه خاطر خواه اوست .