تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢

پس از مكشوف ساختن آرزوها واميال پس رانده شده ، معلوم گرديده است كه قسمت بزرگى از آنها داراى مبانى وريشه هاى جنسى بوده‌اند و با در نظر گرفتن آنها مىتوان تاريخ وحوادث مؤثر زندگى بيمار را تشخيص داد . » ( 1 ) اين مطلب را دكتر صبرى جرجيس در معماى پسيكوپاتيك نيز از مكتب روان كاوى نقل نموده ومىگويد : « انسان مبتلا به بيمارى سيكو پاتيك يا سايكو پاتيك ، كسى است كه نتوانسته است من طبيعى را به من اجتماعى در دوران كودكى مبدل نمايد او در اجتماع هنوز مانند كودك راه مىرود » ( 2 ) اين روان كاوان كه حقيقتى را در جنگل انبوه قلمرو درونى پيدا كرده بودند ، تدريجا به نتايج مثبت بسيار عالى نظرياتشان قناعت نكرده خود آنان وپيروانشان ، چنان عاشق مستغرق در نظريه ى خويش گشتند كه قيچى بسيار بزرگ وخيالى پيدا كردند وهمهء انسان را از آن حقيقت دريافت شده بريدند واو را تنها در غرايز طبيعى خلاصه كردند و ساير فعاليتهاى درونى را به عنوان مزاحم آن غرايز معرفى نمودند . بهر حال آن چه كه در عالم درونى انسان مشاهده مىشود تحرك ديناميكى حيات به وسيلهء غرايز گوناگون است كه مىخواهد از هر سدى كه سر راهش بوده باشد نفوذ كند و به فعاليت خويش ادامه بدهد . از طرف ديگر حقايق وواقعيات ديگرى وجود دارد كه به وسيلهء تحرك ديناميكى عقل وانديشه براى انسان مطرح مىگردد . اين دو تحرك بدون مهار قانونى از طرف شخصيت آدمى به تصادم وبرخورد شكننده ومختل كننده منجر مىشود و اين تضاد از قانون سه پايه هگل ( تز وآنتى تز وسنتز ) تبعيت نمىكند ، بلكه اين تضاد به نابودى يكى از طرفين و يا اختلال هر دو طرف مىانجامد . رهبرى اين دو تحرك بسيار نيرومند به وسيله شخصيت را در مرحلهء تشكل عناصر متنوع ومتضاد نيز مىتوان ديد كه پديدهء حيات آن عناصر متنوع را

هامش
( 1 ) انديشه هاى فرويد ادگارپش ، ص 25 . .
( 2 ) معماى رفتار سيكو پاتيك ، صبرى جرجيس ، ص 7 . .