تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
آن چه كه مربوط به ديدگاه جلال الدين در نمايشنامهء انسانى است ، دو مسئلهء فوق العاده مهم است :

مسئلهء يكم - ماهيت پول .

با نظر به آن انگيزه وعلت ضرورى كه پول را به وجود مىآورد ، مىتوانيم تا حدودى پول را تعريف كنيم . جاى ترديد نيست كه هر كسى در هر حال هر چه را كه مورد احتياجش مىباشد ، نمىتواند . به وسيلهء معاملهء كالا با كالا و كار با كار و كار با كالا به دست بي 1 ورد . مثلًا بنا نمىتواند در مقابل ساختمانى كه بيك فرد مىسازد ، آن چه را كه از كار وكالا مىخواهد از صاحب ساختمان به دست بياورد و كسى كه مالك فرش است نمىتواند مدتى بگردد تا آن مشترى را پيدا كند كه فرش را به او بفروشد وكالا يا كار مورد نياز خود را در مقابل فرش از آن شخص دريافت نمايد و به عبارت كلىتر هر كار و هر كالا در هر حال مورد احتياج همه كس نيست ، بنا بر اين يك پديدهء واسطه‌اى مورد احتياج است كه بتواند بر طرف كنندهء احتياجات متنوع انسانها بوده باشد . اين قضيه اثبات مىكند كه يكى از عناصر ماهيت اعتبارى پول ، وسيلهء تبادل بودن پول است و با نظر به اين كه اساسىترين عوامل رفع احتياجات انسانى دو عنصر كار وكالا است . براى ارزيابى آن دو در قلمرو تبادل كالا به كالا كار به كار و كار به كالا شاخصى لازم است كه پول ناميده شده است وارزيابى هر يك از دو عنصر كار وكالا با خود همان دو عنصر يا مستلزم دور است و يا تسلسل كه هر دو از نظر منطق امكان ناپذير است . مثلًا اگر بخواهيم مقدارى از شكر را مورد ارزيابى قرار بدهيم ، اگر بگوييم يك خروار شكر از نظر ارزش مساوى سه خروار گندم است . چون بايد بدانيم كه سه خروار گندم چه ارزشى دارد اگر بگوييم : ارزش آن معادل يك خروار شكر است ، مستلزم دور مصرح است كه بديهىترين تناقض را در بر دارد و اگر بگوييم ارزش سه خروار گندم مساوى ارزش يك خروار شير