معناى دوم - پولى است كه در دوران قديم از خريد و فروش كالاها مىگرفتند و در حقيقت اين باجى بود كه قدرتمندان براى خود اختصاص داده بودند . پس از جدايى جوامع با تمايزات اقتصادى و سياسى گمركها با جنبه قانونى وضع مىشود و به عنوان نوعى از ماليات در بازرگانىها كه اموالى را از خارج وارد مىكنند با شرايط ومقررات مخصوصى دريافت مىشود . درست است كه تفسير دو بيت مورد تحليل با معناى اول مكس مناسب به نظر مىرسد ، زيرا جلال الدين از زبان ابو بكر به خواجهء بلال مىگويد :
اگر تو در هنگام معامله مىگفتى : من در قيمت بلال به تو تعدى كرده و كمتر از ارزش واقعى آن را به تو دادهام ، من حاضر بودم همهء ملك ومالم را در اختيار تو بگذارم وبلال را از دست تو بگيرم .
اما با نظر به اوج انديشه ها وتداعى معانىهاى ذهن شگفت انگيز جلال الدين ، بيت دوم را با مكس به معناى دوم هم تفسير كرد .
اين تفسير چنين است كه بلال آفريده شدهء خداوند ، مانند ساير انسانها در اين زندگانى ، مشغول معامله با خدا هستند ( خريدار خدا ، فروشنده بلال ، وكالاى مورد معامله جان انسانى او است « ان الله اشترى من المؤمنين انفسهم واموالهم »
( خداوند نفوس و اموال مردم با ايمان را خريده است ) .
اكنون تو اى خواجهء بلال ، در حقيقت باجى براى معاملهاى مطالبه مىكنى كه خريدارش خدا است خواه اين معنا منظور جلال الدين بوده باشد ، يا نه ، با نظر به رابطهء انسان با خدا اصطلاح باج گير ستمگر در بارهء برده چىهاى رنگارنگ تاريخ ، اصطلاح صحيح است . جهت بود كه پيامبر اسلام با انواعى از طرق منطقى آن روز با اين باج گيرى ستمگرانه به مبارزه پرداخت :
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 414
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤١٤