تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
وحركت ودگرگونيش را در آيينهء ذهن خود منعكس مىسازند وبس ، بلكه بكوشيد و از بيابان خشك جمود وركود بگذريد و خود را در روى امواج حركت وتحول درياى هستى دريابيد .
رو به دريا زان كه ماهى زاده اى همچو خس در ريگ چون افتاده اى خس نه‌اى ، دور از تو رنگ گوهرى در ميان موج وبحر اولىترى
10 - دو حركت متضاد ماده وروان چگونه هماهنگ مىگردند ؟ امواج وقوانين وپديده هايى است مخصوص به اجزاى كالبد مادى جانداران وموجود انسانى ، امواج وقوانين وپديده هاى ديگرى است مخصوص به ماهيت حيات جانداران وروان آدمى اين دو سپاه متضاد چگونه با يكديگر تكاپو وهماهنگى دارند ؟
بحر تن بر بحر دل بر هم زنان در ميانشان برزخٌ لا يبغيان
آيا پلى ميان ماده وحيات واحساس وجود دارد ؟ اگر چنين پلى وجود دارد ، از چه نوع است ؟ و اگر پلى ميان ماده وحيات واحساس وجود ندارد ، اين دو نوع متضاد از امواج وقوانين وپديده ها چگونه دست ائتلاف بهم داده وبراه افتاده‌اند ؟ چگونه بايد تصور كرد كه ماده وتموجات وقوانينش معلولى به وجود بياورد كه برگردد به خود علتى كه آن را به وجود آورده است ، پيروز شود وحكومت كند ؟ در جويبار تحول وگرديدنها ومجراى اثبات ونفىهاى ناخود آگاه چه جهشى رخ مىدهد كه يك حقيقت آگاه بروز مىكند و بالاتر مىرود وحتى به خود آگاهى هم مىرسد ، وباز بدون اين كه توقف كند ، بالاتر مىرود و خود آگاهى خود را هم مانند يك نمود خارج از خود برمىنهد و به آن خود آگاهى آگاه مىشود وتحليل وتفسيرش مىكند وبدين ترتيب مىتواند خود آگاهى درجهء دوم را هم براى خود مطرح كند ؟ آيا اين برنهادنهاى پى در پى و عالى وعالىتر را مىتوان تحليل وتجزيه نموده هر يك از سهام آب و ساير عناصر ومواد را كه در كالبد مادى از جهان مادى عينى
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 380 | محمد تقي جعفري