تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩

خطبهء روز عاشوراى حسين كه به لشكريان عمر بن سعد فرموده است ، پر از حقايق انسانى فردى واجتماعى است كه در حساسترين لحظات حياتش كه ديوار زندگى آدمى در آن موقع شكافته شده و پشت پردهء طبيعت را مىبيند فرموده است : محو ونابود شويد اى جماعت ، شما عاشقانه از ما پناهجويى نموديد ، هنگامى كه شما را اجابت كرديم ، شمشيرها به دست گرفته ، روياروى ما ايستاديد : وآتشى بر ما برافروختيد كه ما آن آتش را به دشمنان خود ودشمنان شما شعله ور كرده بوديم . امروز به ضرر دوستان واولياى واقعىتان با دشمنانتان دست اتحاد بهم داده‌ايد ، آخر اين دشمنان واقعى شما كه امروز به كمكشان شتافته‌ايد ، كدامين دادگرى را در ميان شما گسترده‌اند وكدامين آرمانهاى انسانى شما را برآورده‌اند ؟ . . . نابودى بر شما باد ، اى بردگان پيشروان خود ، واى پس مانده هاى احزاب وطرد كنندگان كتاب الهى ، ومنحرف كنندگان سخنان حق واى گروه معصيت كار ودمهاى شيطانى وخاموش كنندگان سنن خداوندى . . . بدانيد كه اين فرزند نامشروع زاييده شده ى زنا ، مرا در ميان شمشير وذلت مخير گذاشته است ، پذيرش ذلت هرگز شايسته ما نبوده ، نه خدا وپيامبرش اين خوارى را بر ما مىپسندد و نه مردم با ايمان ودامان پاك ومردان با غيرت وشهامت ونفوس با عظمت تسليم به مردم پست ودون صفتان را به مرگ كه خوابگاه متصل به ابديت پاك مردان است برترى مىدهند . . . » ( 1 ) جملات فوق باز گو كنندهء درد ودرمان ابدى انسانى است كه در گذرگاه قرون واعصار مورد ابتلاى انسان است . رويدادهاى فوق العاده با عظمت وآموزنده كه در داستان كربلا وجود دارد 1 - رشد و كمال شخصيت انسانى به گذشتهاى فراوان و به زير پا گذاشتن

هامش
( 1 ) كامل ، ابن اثير ، ج 2 ص 6 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 309 | محمد تقي جعفري