5 - پس از ملاقات حر بن يزيد رياحى كه با هزار نفر از سپاهيان ابن زياد مامور گرفتن راه بر حسين وبردن او به كوفه بود ، طرف عصر سخنانى خطاب به سپاه حر بن يزيد فرمود از آن جمله است : « پيامبر خدا فرمود : هر كس امير ستم كارى را ببيند كه حرمت الهى را هتك مىكند وپيمان خداوندى را نقض مىنمايد ومخالف سنت پيامبرش در ميان بندگان ، با گناه وخصومت رفتار مىكند ، نه با كردار و نه با گفتار انتقاد و جلو گيرى نكند ، بر خدا است كه او را به عذاب شايسته اش فرو برد . آگاه باشيد ، پيروان يزيد اطاعت شيطان مىكنند واطاعت خدا را ترك نموده و فساد را در روى زمين آشكار وحدود الهى را موقوف ساخته و اموال مردم را به خود اختصاص داده ، حرام خدا را حلال و حلال او را حرام كردهاند . اين جملات يكى از بزرگترين اصول انسانى را گوشزد مىكند كه مىگويد : دو گروه انسانها كه يكى در گذرگاه انا لله وانا اليه راجعون گام برمىدارد و ديگرى در طبيعت زاييده مىشود وطبيعت را مىپرستد وسپس در طبيعت گم مىشود ، نمىتوانند هماهنگى داشتند . همين اصل را جلال الدين بارها در كتاب مثنوى مطرح كرده است . 6 - وقتى كه طرماح بن عدى در عذيب الهجانات با سه نفر به حسين عليه السلام مىرسند ( 1 ) مىگويد : اى حسين بياييد به دامنهء كوهى كه ما آنجا هستيم واجا ناميده مىشود و به قدرى براى دفاع شايسته است كه ما هميشه به وسيلهء آن كوه از حملات ملوك غسان وحمير و از هجوم نعمان بن منذر و ساير سياه و سرخ از خود دفاع كردهايم و من به عهده مىگيرم كه بيست هزار شمشير زن از قبيله طى براى پيكار با دشمن تو در اختيارت بگذارم . حسين عليه السلام از خدا پاداش خير به او وقومش مسئلت نموده وفرمود : ميان
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 307
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٠٧
هامش
( 1 ) سه نفر ديگر عبارتند از عمر بن خالد الصيداوى وسعد غلام او وو جمع بن عبد الله المذحجى ونافع بن هلال . .