انسان در مقابل آن ، در جملات فوق ديده مىشود كه مىفرمايد : « انجام تكليف الهى ، اساس حيات انسان است . اگر قضاى الهى موافقش باشد ، اين انجام تكليف الهى هم در نقشهء كلى جهان نمودار مىشود وهم در پشت پردهء نقشهء كلى جهان از راه جويبار روح به اقيانوس ابديت مىپيوندد و اگر انجام تكليف الهى در نقشهء كلى جهان هستى موافق نباشد . تنها از پشت پردهء نقشهء جهان از راه جويبار روح به اقيانوس ابديت مىپيوندد . اين مضمون عالىترين اصل محرك است كه بايستگى آدمى را در مقابل نقش قضا وقدر بيان مىكند . 4 - پس از خروج حسين از مكه ، والى مكه عمرو بن سعيد نامهاى به آن حضرت مىفرستد كه برگرد و من از اهل عراق در بارهء تو وفايى نمىبينم وحركت تو به سوى عراق شكاف در ميان مسلمانان ايجاد خواهد كرد . برگرد من به شما امان مىدهم و از هر گونه محبت ونيكو كارى ودوستى با من برخوردار خواهى گشت . امام حسين در پاسخ او مىنويسد : « كسى كه دعوت به سوى خدا مىكند و عمل صالح انجام مىدهد و خود را يكى از مسلمانان مىداند ، از خدا وپيامبرش نگسيخته است . تو مرا به امان ومحبت واحسانت دعوت مىكنى ، بهترين امان جز امان خدا چيزى نيست و كسى كه در اين دنيا از خدا بيمى نداشته باشد ، در آخرت از امان خدا بهره مند نخواهد گشت . اگر مقصود و نيت تو از نامهاى كه به من نوشتهاى خير خواهى واقعى است ، خدا تو را در دنيا و آخرت پاداش خير دهاد » ( 1 ) حقيقت پايدارى كه در اين جملات نهفته است ، دو چيز است : يك - اين است كه اگر زندگانى با تمام شئونش روى محاسبات الهى نباشد ، گسترش ميدان حيات هر اندازه هم وسيع وجالب باشد ، از هدف اعلاى زندگى بر كنار است . دو - بايد حقيقت وارزش عمل تنها با نيت سنجيده شود .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 306
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٠٦
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى ، نقل از مقتل عبد الرزاق مقرم ، ص 106 . .