تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨

ما و مردم عراق عهد وميثاقى بسته شده است ، لذا نمىتوانيم برگرديم تا ببينيم سرانجام كارها براى ما و آنان چه خواهد شد . اهميت حياتى وانسانى پاى بند بودن به عهد وپيمان در اين جملات كاملًا تثبيت مىشود و در افق مثنوى ميدان بزرگى به استشهاد به جملات فوق باز است . 7 - يك شب پيش از شهادتش ياوران خود را جمع نموده وچنين فرمود : « بهترين سپاس را بر خدا مىگذارم و در شاديها واندوه ها حمد او را مىگويم . خداوندا ، حمد مىكنم تو را كه ما را با نبوت تكريم فرموده و قرآن را بما تعليم ومعرفت دين را بر ما نصيب فرمودى و براى ما گوش و چشم ودل عطا نموده و ما را از مشتركين قرار ندادى . . . » ( 1 ) يكى از عالىترين موضوعات انسانى كه در مثنوى مطرح است ، موضوع باز بودن گوش و چشم وآگاهى دل است . كه جلال الدين داد سخن در آن مىدهد وحتى شديدترين تعجب خود را در بارهء كسانى كه چشم دارند و گوش دارند ، ولى از آنها بهره بردارى نمىكنند ابراز نموده ، مىگويد :

چشم باز و گوش باز و اين عما حيرتم از چشم بندى خدا
8 - در آن هنگام كه سيل خروشان لشكريان عمر بن سعد را در مقابل خود مىبيند ، دست به نيايش با خدايش به آسمان بلند نموده ومىگويد : « پروردگارا تويى پشتيبان من در هر مصيبت وتويى پناهگاه من در هر سختى . تويى كه در همهء حوادث كه به من فرود مىآيد ملجا اطمينان وآرامش بخش من هستى . . . » ( 2 )
اى خدا اى فضل تو حاجت روا با تو ياد هيچ كس نبود روا اى خدا اى خالق بىچند و چون آگهى از حال بيرون ودرون
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى ، ج 6 ص 238 و 239 ، وكامل ابن الاثير ج 4 ص 24 . .
( 2 ) كامل ، ابن اثير ، ج 4 ص 25 وتاريخ ابن عساكر ، ج 4 ص 333 . .