تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤

از عالىترين نكات آموزندهء معارف بشرى است . هرگز ديده نشده است وامكان پذير هم نيست كه رشد و تكامل با نفى خالص [ نه به عنوان مقدمه ] كمترين تحققى بر خود بگيرد . زيرا آن چه كه دست آدمى را در راه رشد خواهد گرفت ، رحمت الهى است ويقينى است كه رحمت الهى با مثبتها ومىدانمها بروز خواهد كرد ، نه با نفىها ونمىدانمهاى مردم مبارز با خويشتن . « رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وهَيِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَداً 18 : 10 . » ( 1 ) ( اى پروردگار ما ، از نزد خود رحمتى بر ما عنايت فرما و براى ما در موقعيت وجودى ما رشدى آماده فرما ) همين اصل بود كه جلال الدين در ابيات گذشته گفت : كه انديشه براى مستان جز وسيلهء شوخى چيز ديگرى نيست . اثبات احتياج به انديشه دارد ، نه نفى اين و آن كه تنها براى برداشتن بار اين و آن از دوش عقل وانديشه به كار مىرود .

تفسير ابيات

مطرب در مقابل ترك مست اسرار الست را در پردهء ترانه مىنواخت ومىگفت :
من نمىدانم تو ماهى يا وثن مىندانم كه چه مىخواهى ز من مىندانم تا چه خدمت آرمت تن زنم يا در عبارت آرمت
شگفتا ، اى محبوب مطلق ، اگر تو از من جدا نيستى ، نمىدانم تو كجايى و من كجايم ؟ آيا تو در مكانى يا من در لا مكانم ؟ . اين را نمىدانم كه مرا چگونه به سوى خود جلب مىكنى ، گاه به بارگاه ربوبيت وگاه ديگر به خاك وخونم مىكشى . بدينسان مطرب در ساز خود نمىدانم ودانمها سر داد و از زيادى نمىدانمها ، ترك مست ناراحت شد وبرخاست وگرزى به دست گرفت
هامش
( 1 ) سوره الكهف ، آيهء 10 . .