تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
ويترين مغازهء خود فروشى آنان چيز ديگرى نيست . اگر ما با آن گروه از دانستنىها كه [ مانند شير پستان مادر كه به دهان كودك مىچكد ] كه روشنترين وضرورىترين غذاى وجودى ما است ، سر و كار صحيح داشته باشيم ، دانستنىهاى بعدى هم مانند غذاهاى عالىتر در وجود ما منعكس وواقعيت خود را اگر چه به طور نسبى براى ما نشان خواهد داد .
( ( 715 ) ) چون بگويم از كجايى اى مُرى تو بگويى نى ز بلخم نز هرى نه ز هند و نه ز روم و نه ز چين نه ز شام و نه عراق و بار دين ( ( 716 ) ) نه ز بغداد و نه موصل نه طراز دركشى در نى نى و راه دراز ( ( 717 ) ) خود بگو تا از كجايى باز ره هست تنقيح مناط اين جايگه
آيا نفىهاى فراوان وپى در پى دردى را كه از ندانستن موضوعى در جان آدمى پيدا شده است ، درمان مىكند ؟ در مباحث گذشته مقدارى در مسأله‌اى كه عنوان كرديم بررسى نموده‌ايم . در اين مورد به نكته‌اى اشاره وتاكيد مىكنيم كه توجه به آن ضرورى به نظر مىرسد . آن نكته اين است كه روش نفى كردن اين و آن در معارف بشرى بر يك نوع مشخص و در موقعيت واحد نيست . به توضيح اين كه - گاهى مىشود كه آگاهى وآمادگى به درك يك موضوع از همه جهات يا از بعضى جهات در ذهن جويندهء آن موضوع به وجود آمده ومحقق است ، تنها مانعى كه از به ثمر رسيدن آن آگاهى و از فعليت آن آمادگى جلو گيرى مىكند ، موضوعاتى